البحث في ميراث محدّث اُرمَوى
٧٠/١ الصفحه ١٩٩ : رسول خدا : يا على! اگر نبود اين
كه بگويند درباره تو طايفه اى چند از امّت من آنچه گفتند نصارا در حق عيسى
الصفحه ١٢٤ : «نراك» ، أي : نراك مرئياً دائماً على حالة الظفر والغلبة.
الترجمة :
جانم قربان تو اى كسى كه غايب است
الصفحه ٢٧٩ :
كه
خواستى وهر وقت كه اراده كردى جريان مى نمايد. علم تو در اراده تو مانند علم تو
الصفحه ٨٠ : . پس
گفت برايش ؛ تو برادر منى ووصى منى ووارث منى ، گوشت تو از گوشت من است ، وخون تو
از خون من است
الصفحه ١٧٦ : عترتش ، وسلام فرستد سلام
فرستادنى ، اى پروردگار من! براى تو است حمد بر جريان قضاى تو در حق دوستانى كه
الصفحه ١٣٩ :
پروردگارا! صلوات بفرست بر حجت خود وصاحب
امر خود ، وصلوات بفرست بر جدش محمد پيغمبر تو كه آقاى بزرگ
الصفحه ١٣٨ : شاء الله.
الترجمة :
پروردگارا! تويى كشف كننده محنت ومصيبت
، وبه سوى تو هست طلب يارى كردن. نزد تو
الصفحه ٢٠٢ : از درش بيايد ، پس گفت
برايش : تو برادر منى ووصى منى ووارث منى ، گوشت تو از گوشت من است وخون تو از خون
الصفحه ٢٨٢ : تو نجويند شها ناز ونعيم
جز لقاى تو نخواهند ز خلّاق رحيم
مبتلا چند كنى
الصفحه ٢٧٤ :
تا خانه فروز تو شود يار چو شمع
پروانه شمعِ روى او باش به شب
ور بكشندت به
الصفحه ٢٧٧ :
تو را به غم وغصه
انداخته ودر درياى درد والم غوطه ور ساخته است ؛ زيرا كه مى بينى با فقدان آن ماه
الصفحه ٣٣٤ :
آن جا بوده آمده وچون نظر مباركش بدو افتاد : فرمود باز چه روى داده كه تو را در
درياى انديشه واندوه
الصفحه ٣٤٠ : تمام شده وبه تو حاجتى دارم وپيغامى نزد
والد معظّم تو.
گفتم
: چيست؟ گفت : در آن ايّام كه در سامرّه
الصفحه ٣٤١ :
جا
برگشت در صورتى كه والد مرحوم وفات كرده بود وپيش ما آمد وگفت : پدر تو من حقوقى
الصفحه ٥٨ : عترتش ، وسلام فرست
سلام فرستادنى.
اى پروردگار من! براى تو است حمد بر
جريان قضى تو در حق دوستانى كه