(«أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ :) پس آيا گفتار را نفهميدند ـ مؤمنون ٢٣ ـ ٦٨» اصلش يتدبّروا بوده.
(«وَما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ :) ويادآور نميشوند جز خردمندان ـ بقره ـ ٢ ـ ٢٦٩» اصلش يتذكّر بوده.
(«وَازَّيَّنَتْ :) وزمين آرايش يافت ـ يونس ١٠ ـ ٢٤» اصلش تزيّنت بوده ، صيغه مفرد مؤنث غائب از فعل ماضى.
(«لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى :) شياطين گوش نميدهند سوى عالم بالا ـ صافّات ـ ٣٧ ـ ٨» اصلش يتسمّعون بوده ، صيغه جمع مذكر غائب است از فعل مضارع.
(«يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ :) آن سنگ ميشكافد پس بيرون ميآيد از آن آب ـ بقره ـ ٢ ـ ٧٤ ـ» اصلش يتشقّق بوده ، صيغه مفرد مذكر غائب است از فعل مضارع.
(«فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ :) پس صدقه دهم واز شايستگان باشم منافقون ـ ٦٣ ـ ١٠» اصلش اتصدّق بوده ، صيغه متكلم وحده است از فعل مضارع.
(«لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ :) شايد آنان بهر حق زارى كنند ـ اعراف ـ ٧ ـ ٩٤» اصلش يتضرّعون بوده ، صيغه جمع مذكر غائب است.
(«وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا.) واگر جنب هستيد پس غسل كنيد مائدة ـ ٥ ـ ٦» اصلش فتطهّروا بوده ، صيغه جمع مذكر از فعل امر حاضر.
" تظلّم ، يتظلّم ، تظلّم ، تظلّما : ستم كشيدن ودادخواهى
![علوم العربيّة [ ج ١ ] علوم العربيّة](/_next/image?url=https%3A%2F%2Flib.rafed.net%2FBooks%2F2709_uloom-alarabiya-01%2Fimages%2Fcover.jpg&w=640&q=75)
