اسب ، و «عدس» براى راندن قاطر ، و «نخ» براى خواباندن شتر ، و «كخ» براى بازداشتن كودك از كارى ، وغير اينها كه در كتب لغت مشاهدة ميشود ، واز بعضى آنها فعل مشتق مينمايند ، مانند : «يهيه بالابل : قال لها : ياه ياه».
(اسماء الحكاية)
وآن هراسمى است كه متكلّم صداى انسانى يا حيوانى يا تصادم جسمى را حكايت كند ، وآنها در عربى وفارسى بسيار است ، ودر عربى از آنها فعل مشتق مينمايند ، مانند : «غاق» حكايت صوت كلاغ ، در فارسى «قارقار» گويند ، و «طق» حكايت صوت سنگ ، در فارسى «تق ودق گويند ، و» هاه هاه «حكايت صوت خنده بلند ، ودر فارسى گويند :» قاه قاه «ودر عربى گويند :» قهقه الرّجل : بلند خنديد" و" خازباز" حكايت صوت مگس ، در فارسى" وزوز" گويند ، و" قب" حكايت صوت شمشير كه بر چيزى فرود آورند.
تمّ مبحث الافعال
٣١١
![علوم العربيّة [ ج ١ ] علوم العربيّة](/_next/image?url=https%3A%2F%2Flib.rafed.net%2FBooks%2F2709_uloom-alarabiya-01%2Fimages%2Fcover.jpg&w=640&q=75)
