البحث في علوم العربيّة
٧٢/٣١ الصفحه ٢٠٥ : چهارده صيغه
بر همين منوال است جز دو صيغه جمع مؤنّث" يقلن وتقلن" كه اضافة بر نقل
ضمّه ، عين الفعل حذف
الصفحه ٢٠٧ : مجرد باشد بعيد وبى جهت است ، وبراى مثال" طال ، يطول ، دليلى نيست كه
اصلش" طول ، يطول ، بوده ، جز آنكه
الصفحه ٢٠٩ : مكسور است جز واوىّ غير مكسور العين كه
مضموم است ، پس بعضى از اهل لغت مانند صاحب منتهى الارب كه «طاع
الصفحه ٢١٠ : بمناسبت فتحة قلب به الف شده است.
جز" راح ،
يريح ، ريحا : درك كردن بوى" كه از باب" ضرب ، يضرب" آمده ، با
الصفحه ٢١٢ : » است «يفعل» ماضيش نيز «فعل يا فعل» است ، ودر مباحث گذشته گفته
شد : مضارع «يفعل» ماضيش «فعل» نيست جز
الصفحه ٢١٨ : ، اجتز ، اجتيازا
: گذشتن «ثلاثى مجردش» جاز ، يجوز ، جز ، جوزا وجوازا ومجازا «به همان معنى ، و»
ابتار
الصفحه ٢١٩ : ، جز آنكه در مصدر قلبى نيست چون عين الفعل خودش ياء است ، وغفلت نشود كه جمع
مذكّر غائب ماضى وجمع مذكر
الصفحه ٢٢٩ : چيز مانند «دعا» است جز آنكه آن واوى واين
يائى است.
(قاعدة)
قاعده كتابت آن
است كه اگر الف در آخر
الصفحه ٢٣١ : باب در همه
چيز مانند «رضى ، يرضى» است جز آنكه آن واوى ، واين يائى است بدليل مصدرش.
واز اين باب است
الصفحه ٢٣٢ : ، يرعين ، ترعى ، ترعيان ، ترعون
، ترعين ، ترعيان ، ترعين ، ارعى ، نرعى ، در همه چيز مانند" يرضى" است
، جز
الصفحه ٢٤٢ : باب
افتعال زائد است.
واز باب افعيلال
معتلّ اللّام نيافتم ، جز آنكه صاحب تاج العروس بمناسبتى در ماده
الصفحه ٢٤٤ : لفيف
فعل نيامده جز يك يا دو مورد ، واسم هم چندان نيست مگر چند كلمه اى كه برخى از
آنها را مذكور ميداريم.
الصفحه ٢٤٥ : است «يين» نام همه اينها باشد ، واختلافى در واقع نباشد ،
وگفته اند كلمه اى كه اولش دو ياء اصلى باشد جز
الصفحه ٢٤٦ : ، ودر كلام عرب از آن سه قسم ديگر
نيامده ، جز يك مادّة كه هردو ياء است ، ومذكور خواهيم داشت ، واين قسم از
الصفحه ٢٥٠ : ء است ، وصرف واعلال
اينها ومانند اينها عينا مانند «رضى ، يرضى ، ارض» ميباشد ، جز اينكه در قسم سوّم
جائز