البحث في علوم العربيّة
٤٣٩/١٠٦ الصفحه ٢٠٤ : ».
ودر غير اين دو
باب معتل الفاء در مصدر باب استفعال اگر واو باشد قلب به ياء ميشود ، مانند :
" استوقد
الصفحه ٢٠٨ : ،
خفتم ، خفت ، خفتما ، خفتنّ ، خفت ، خفنا» خاف در اصل «خوف» بوده ، طبق قاعده
مذكورة واو قلب به الف شد
الصفحه ٢٠٩ :
خافا ، خفن ، لاخف
، لنخف" در اين باب نيز مانند آن باب از پنج صيغه كه ضمير متصل ندارد عين
الفعل حذف
الصفحه ٢١٤ :
است به اضافه آنكه
عين الفعل در پنج صيغه ديگر حذف ميگردد.
(معتلّ العين مهموز)
مانند : آد ، يؤود
الصفحه ٢٤٤ : اينجا پايان
كلام در كلماتى كه حرف علّة در آنها يكى است ، اما كلمه اى كه دو حرف از حروف
اصولش علّة باشد
الصفحه ٢٧٩ :
براى التقاء
ساكنين حذف گرديده ، چنانچه در معلوم حذف ميگردد.
ودر معتل اللام
هرچه باشد لام الفعل
الصفحه ٢٨١ :
الخ""
ابين" در اصل" ابين" بود ، كسره به فاء الفعل نقل شد ، لكن قلبى
نيست ، چون عين الفعل خودش يا
الصفحه ٣٠٦ : ، ولى منقول ومنقول اليه در لفظ
يكسان است. مانند :
١ ـ "
على" در اصل حرف است بمعنى" بر" وبمعنى" الزم
الصفحه ٣١٠ :
دارد ، در قرآن است : («إِنَّ إِبْراهِيمَ
لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ :) همانا ابراهيم بردبار ، بسيار آه
الصفحه ٣٢٩ :
وضع يا مرتجل است يا منقول :
مرتجل : اسمى است
كه سابقه غيرعلميّت نداشته ، بلكه در اول دفعه واضع لفظى
الصفحه ٣٣٥ : ، ا ، ن ، انت ، ا ، و ، ى ، ا ، ن ، انا ، نحن ، " هو
وهى" در ماضى وغير ماضى ، و" انت وانا ونحن" در غير ماضى در
الصفحه ٣٣٨ :
آمَنُوا
وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ ،) وتفصيل اينها در نحو مذكور است
الصفحه ٣٤٨ :
ادمة ، كدرة ،
بلجة ، زرقة".
وزن «فعال وفعيل»
براى اصوات يا افعالى كه در آنها صوت است ، مانند
الصفحه ٣٩٠ :
«بدر» كه نام
دخترى نهند ، يا اسمى كه در اصل مؤنث است براى مذكرى نام گذارند ، مانند «شمس» كه
نام
الصفحه ٣٩١ : به ياء ميشود ، مانند «معزى
: بز ، ارطى : درختى است ، اصفى ، اقوى ، موسى ، عيسى ، كسرى» در تصغير اينها