البحث في علوم العربيّة
٤٣٩/٩١ الصفحه ٧٢ :
در كرم"
ثلاثى اين مثال از باب" فعل يفعل" است.
(استثناء)
گفته شد براى بيان
مغالبة فعل هرچه باشد
الصفحه ٧٨ : ء الفعل
در باب «افتعال» «صاد يا ضاد يا طاء يا ظاء» باشد «تاء» افتعال قلب به «طاء»
ميگردد ، مثلا :
«ضرب
الصفحه ٨٠ :
«وصل» در باب
افتعال «اوتصل» ميشود ، پس «واو» در «تاء» ادغام ميگردد ، «اتّصل» ميشود ، مضارع
وامر
الصفحه ٨١ :
دال يا ذال يا زاء
يا سين يا شين يا صاد يا ضاد يا طاء يا ظاء" باشد جائز است كه تاء"
افتعال" را در
الصفحه ٩٢ : مذكر حاضر است.
(قاعدة)
هرگاه سه حرف
يكسان در آخر فعلى از باب تفعّل جمع شود جائز است حرف آخر را براى
الصفحه ٩٨ : .
(٥ ـ تجنّب)
دورى كردن است ،
ومقصود در اينجا آن است كه فاعل مصدر فعل را مرتكب نيست ، مانند :
«تاثّم زيد
الصفحه ١٠٤ :
كرد ، در صورتى كه
واقعا مريض نيست.
(٨)
(باب افعلال)
ماضى اين باب بر
وزن «افعلل» ميباشد
الصفحه ١٢٥ :
نشده.
اگر لام الفعل اول
در اين باب يكى از حروف «يرملون» يعنى : ياء ، راء ، ميم ، لام ، واو ، نون
الصفحه ١٤٤ : مختلفة است در اصل واحد از جهت لفظ ومعنى ، وآن اصل واحد را"
مشتقّ منه" وهريك از آن صيغه ها را" مشتقّ
الصفحه ١٤٦ :
مانند «ص ، م» كه
در آن مثال گفتيم ، وهركلمه اى كه آن اصل واحد درش باشد وهيئت وصورتى از هيئتهاى
الصفحه ١٦٣ :
آمد در اين جهت
مانند تنوين است ، در حالت وقفى به الف تبديل ميشود ، ولى از جهت كتابت چه در حالت
وقف
الصفحه ١٦٦ :
قرّاء در همه آيات
اينگونه قرائت كرده اند ، وجائز است به اثبات الف خوانده شود ، چنانچه نافع كه يكى
الصفحه ١٧٥ : ، اصرّى ،
اصرّا ، اصررن ، لاصرر ، لنصرر» ، وادغام بنى تميم در آن پنج صيغه برقرار است.
ونيز از اين باب
الصفحه ١٨٧ :
ايجرا ،
ايجرن" ميگويند.
ومانند : «اءذن ،
اءذنا ، اءذنوا ، اءذنى ، اءذنا ، اءذنّ» همزه در اينها
الصفحه ١٩٦ :
زيرا در تلفّظ
آنها نفس مقدارى كشش پيدا ميكند ، ومدّ در لغت كشش دادن است ، ومعتلّ يا ثلاثى است
يا