البحث في علوم العربيّة
٤٣٩/٧٦ الصفحه ٢٦٣ : اول بر سر فعل ميآيد وعمل وتغييرى در فعل ندارد جز آنكه مثبت را
منفىّ مينمايد ، مانند :
«لايضرب
الصفحه ٢٦٥ :
كه بواسطه لام امر
ولاى نهى در آخر صيغه ها واقع ميشد بواسطه اين دو حرف نيز واقع ميشود ، چنانچه
گوئى
الصفحه ٢٩١ : باعتبار آنكه وقوعش در مستقبل قطعى وحتمى است
، چنانچه گوئى واقع شده ، واز آن به «مستقبل محقّق الوقوع» تعبير
الصفحه ٣٠٢ : باشى» بعضى گفته اند : فعل امر است از «وعم يعم» وبعضى گفته
اند : در اصل «انعم» بوده ، همزة ونونش براى
الصفحه ٣٢٧ :
جحجاح : مرد
بزرگوارى كه كوشاى در كارهاى نيك است كه در اصل «جحاجيح» است ، واين دو لفظ عربى
است
الصفحه ٣٨٥ :
خياتام"
وخاتمة بمعنى دوم وسوم است ، وبراى مشتقّات غير از آنها كه مذكور شد صيغه هاى
نادرى هست كه در
الصفحه ٣٩٣ :
كلمه مركّب گرفته
اند ، واز اين جهت تصغير را در جزء اولش قرار داده اند ، وآن ملحقات را به حال خود
الصفحه ٣٩٥ :
تقوى ، دولج :
خانه حيوان وحشى ، ارث" در تصغير اينها گوئى : «وعيد ، يعيفير ، اديد ، تريّث
، تقيوى
الصفحه ٤١٦ :
(تثنيه تغليبىّ)
مثنّى بجاى دو
اسمى است كه در لفظ ومعنى متّحد باشد ، ولكن در بعضى از اسماء برخلاف
الصفحه ٤٣٥ :
نه «فعالى» گرچه
شبيه آن است.
٩ ـ صيغه منتهى
الجموع در اغلب براى اسم يا وصف چهار حرفى است ، يا
الصفحه ١٥ : )
فعل بر سه قسم است
: ماضى ، مضارع ، امر ، واين تقسيم از جنبه صيغه وبناء فعل است ، يعنى : لفظ فعل
در
الصفحه ٢٢ :
(نسبت فعل)
چنانچه در مثالها
مشاهده شد ، نسبت فعل در كلام متكلم يا به فاعل غائب است ، يعنى به كسى
الصفحه ٢٩ :
٣ ـ ضربوا ـ واو
علامت جمع مذكّر وضمير فاعل است ، مانند «زيدون ضربوا ، وضرب زيدون» وآنچه در صيغه
الصفحه ٤٩ :
انسان بخواهد چيزى را در معرض كارى قرار دهد ، چنانچه انسان بخواهد متاعى را در
معرض فروش گذارد ، وباب
الصفحه ٦١ :
وگوسفند وشتر است.
" اقبرت زيدا
: براى زيد قبر قرار دادم" قبر : گور است ، در قرآن فرموده