البحث في علوم العربيّة
٤٣٩/٦١ الصفحه ٤٣٦ : : كشتى» در
قرآن است («إِذْ أَبَقَ إِلَى
الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ :) آنگاه كه يونس سوى كشتى پر گريخت
الصفحه ٤٤٣ : ، عشر" ميآورند ، در قرآن است (" سَخَّرَها
عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَثَمانِيَةَ أَيَّامٍ :) هفت شب وهشت
الصفحه ٤٥١ : : «كيف تبنى من دحرج مثل سفرجل» جواب «دحرجج» است.
٥ ـ هرگونه حذفى
كه در اصل شده در فرع بشود گرچه مقتضى
الصفحه ٢٤ :
١٢ ـ ضربتنّ : از
ضربت گرفته شده به مضموم كردن تاء وزياد كردن نون مشدّد مفتوحى در آخرش.
١٣ ـ ضربت
الصفحه ٢٥ :
٨ ـ تضربان : از
تضرب گرفته شده به زيادكردن الف ونون مكسور در آخرش ومفتوح كردن باء به مناسبت
الف
الصفحه ٢٧ :
كردن باء.
پس ملاحظه شد كه
چهارده صيغه امر تابع چهارده صيغه مضارع است با تغييراتى در اول آنها
الصفحه ٨٥ :
به جهت مفعوليّت
هيچ يك نيست ، گرچه در واقع مفعول يكديگر باشند واز اين جهت مشتركين همه بصورت
فاعل
الصفحه ٩٧ :
در پى «تجرّع»
است.
(«قَدْ يَعْلَمُ اللهُ
الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ :) بتحقيق خدا داناست
الصفحه ١٠١ :
(قاعدة)
هرگاه فاء الفعل
در باب" تفاعل"" تاء يا ثاء يا جيم يا دال يا ذال يا زاء يا سين يا
شين يا
الصفحه ١٢٧ : : آرامش دادن» است ، در قرآن از
اين ماده بسيار آمده است.
وچون در آخر صيغه
هاى اين باب سه لام الفعل جمع
الصفحه ١٦٩ : ميگويند ، زيرا در صورت ادغام سفت اداء ميگردد ، ودر لغت چيز سخت
وسفت را اصمّ گويند ، ومضاعف رباعى را" مطابق
الصفحه ١٧١ :
الفعل ساكن ميشود
، وبا سكون حرف دوم ادغام ممتنع است ، وهمچنين است چهارده صيغه ماضى در ابواب
ثلاثى
الصفحه ١٨٤ :
وبعضى اين حذف را
در ماضى ومضارع وامر مكسور العين كه ضمير متحرّك فاعلى به آن ملحق باشد مانند اين
الصفحه ٢١١ : ،
بعتنّ ، بعت ، بعنا» باع در اصل «بيع» بوده ، طبق آن قاعدة ياء قلب به الف شد «باع»
گرديد ، تا پنج صيغه
الصفحه ٢١٧ :
(معتلّ العين از باب افتعال)
معتل العين كه به
باب افتعال برده شود ، عين الفعل در ماضى ومضارع قلب