البحث في علوم العربيّة
٣٦٣/٣١ الصفحه ١٨٣ : " فعل
امر است خطاب به زنان پيغمبر" صلىاللهعليهوآله" اصل آن" اقررن يا اقررن" بوده ، زيرا اين
ماده به
الصفحه ٢٠٨ : ،
خفتم ، خفت ، خفتما ، خفتنّ ، خفت ، خفنا» خاف در اصل «خوف» بوده ، طبق قاعده
مذكورة واو قلب به الف شد
الصفحه ٢٤٩ :
: دست» مشتقّ كرده اند ، زيرا غالبا احسان به دست انجام ميشود.
وبر اين قسم از
لفيف در ثلاثى مزيد نيز
الصفحه ٢٩٣ :
چه رسد به خصوصيّت
ماضى ومستقبل ، وماضى ومستقبل آوردن باعتبار حصول معلوم ومقدور است در ماضى
ومستقبل
الصفحه ٣٠٧ :
فى الارض امانان
من عذاب الله وقد رفع احدهما فدونكم الآخر فتمسّكوا به : در زمين دو امان از عذاب
خدا
الصفحه ٣٠٨ : كلمه ، كراهت درونى خود را نسبت به چيزى اظهار مينمايد ،
در قرآن است : «فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَلا
الصفحه ٣٣٥ : ، تم ، ت ،
تما ، تنّ ، ت ، نا" اينها به فعل ماضى متّصل ميشود ، ودر غير ماضى" هو
، ا ، و ، هى
الصفحه ٤٠٤ :
در نسبت به هرحال
محذوف ميگردد ، مانند «عمية ، تربية ، راضية» ميگوئى : «عموىّ ، تربىّ وتربوىّ
الصفحه ٤٠٦ :
هم به همين صورت
است ، ودر مؤنثش تاء محذوف ميگردد ، وهمچنين است در نسبت به اسم منسوب ، مانند
الصفحه ٦ : ؟)
علم صرف كه تصريف
نيز گفته ميشود : علمى است كه به سبب آن بناء وساختمان هركلمه اى از كلمات لغت عرب
الصفحه ٩٦ : » يعنى شكيبائى به خود گرفت ولى صفت صبر را دارا نيست ، وتصبّر از
صبر افضل است زيرا نتيجه صبر را دارد به
الصفحه ١٣٨ : گويند ، رنگ نارنجى به پارچه وغير آن ميدهد.
«تمنطق زيد : زيد
منطقة بست» ، منطقة : كمربند است ،
«تنطّق
الصفحه ١٥٦ :
عليهمالسلام : ساكن اول ميم است كه به ضمّة متحرّك شده ، وتحريك به
ضمّه به مناسبت آن است كه ميم
الصفحه ١٨٨ : مذكورة فاء الفعل قلب به الف شد «آمن» گرديد ، وچهارده صيغه همچنان صرف
ميشود ، «يؤمن» چون دو همزة جمع نشده
الصفحه ١٩١ :
ودر باب مفاعلة
جائز است همزة را قلب به ياء نمود وگفت : «سايل ، يسايل ، سايل ، مسايلة».
ودر باب