«شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد» و «اعيان الشيعه، امين عاملى» و «وفيات الاعيان، ابن خلكان» و «الاحكام السلطانيه، ماوردى» و «يتيمة الدهر، ثعالبى» و «روضات الجنات، خوانسارى» و «ذريعه، تهرانى» و «فهرست كتابخانه مركزى» و كتب ديگر مراجعه شده است ولى كتابى كه بيش از هر كتاب ديگر مورد استفاده واقع شد كتاب «ادب المرتضى» تأليف دكتر عبد الرزاق محى الدين بود كه ظاهرا بعنوان رساله دكترى تأليف يافته و در سال ١٩٥٧ در بغداد مطبعة المعارف به طبع رسيده است و الحق از مفيدترين كتابهائى است كه در اين باب نوشته شده است.
٢ - «تصحيح»: اينجانب در آغاز امر نسخه «الف» را از دو نسخه ديگر صحيحتر مىپنداشتم لذا در نظر داشتم كه اساس كار را بر آن نسخه قرار دهم و هرگاه اختلافى در دو نسخه ديگر مشاهده شد در پاورقى قيد نمايم، ولى بزودى بدست آوردم كه نسخه «الف» نسبت به دو نسخه ديگر از لحاظ صحت داراى مزيتى نيست، از اين جهت بر آن شدم كه آنچه صحيح يا ارجح به نظرم ميرسد از هر نسخه باشد در متن و غير آنرا در پاورقى قرار دهم، و تنها در صورتى نسخه «الف» را مقدم بدارم كه نسخ با اختلاف تعبيرى كه دارند از لحاظ مفاد يكى باشند (١) . در صورتى كه نسخهها همه غلط باشند به يكى از دو طريق عمل شده است: يا اينكه همان غلط در متن نهاده شده و در پاورقى به صحيح آن اشاره شده است (٢) ، و يا اينكه آنچه صحيح به نظر رسيده در متن و در پاورقى به غلط بودن نسخ تعرض گرديده است (٣) . نسخه بدلهائى كه در بعضى از نسخ در حاشيه و يا بين سطور نوشته شده به پاورقى برده شده و با علامت (خ ل) مشخص شده است (٤) . در بعضى از موارد غلط قطعى بعضى از نسخ نيز به تبعيت از مرسوم به پاورقى برده شده است (٥) .
مخفى نماند كه اينجانب در تصحيح اين كتاب - گذشته از خود نسخ - از كتب متعدد ديگرى در لغت و اصول چون قاموس، لسان العرب، اقرب الموارد، فرائد الادب (دنباله المنجد)، تهذيب، نهاية الاصول (خطى، از علامه)، معالم، قوانين، فصول، ضوابط، و كتب ديگر استفاده كردهام، و در مواقع لزوم نام آنها را با شماره جلد و صفحه در پاورقى بردهام، ولى مهمترين كتابى كه مورد استفاده اينجانب قرار گرفت كتاب عدة الاصول شيخ طوسى - عليه الرحمة - بود، اين كتاب - چنانكه سابقا در تعريف كتاب «ذريعه» گذشت - با كتاب حاضر چه از لحاظ معنى و چه از لحاظ لفظ نهايت تشابه و همانندى را دارد، و چون خوشبختانه به چاپ نيز رسيده پس در تصحيح آن نيز تا حدى كوشش شده و بنابراين بيش از هر كتاب ديگر ميتوانست به تصحيح كتاب حاضر كمك كند، متأسفانه تا اواسط چاپ كتاب حاضر اين نكته بر اينجانب مجهول بود،
__________________
(١) براى نمونه رجوع شود به ص ٦٤ شماره ٣.
(٢) مانند ص ٦ شماره ٥، و ص ٢٦ شماره ٢، و ص ٥٦ شماره ٨، و ص ١٥٦ شماره ٩.
(٣) رجوع شود به ص ٢٤٠ شماره ١٠، و ص ٢٦١ شماره ٨.
(٤) مانند ص ١١ شماره ١٠ و ص ١٦ شماره ٥.
(٥) رجوع شود به صفحه ٣٨ همين مقدمه پاورقى ٢.
