دليلى بر مجازيت قائم نشود، ظاهر از استعمال لفظ در معنى حقيقت است (١) ، و بر اين اصل امورى را مترتب ساخته: از قبيل اشتراك لفظ امر بين قول و فعل (٢) ، و اشتراك صيغه امر بين امر و اباحه (٣) ، و اشتراك امر بين ايجاب و ندب (٤) ، و اشتراك امر بين مره و تكرار (٥) ، و اشتراك امر بين فور و تراخى (٦) ، و اشتراك الفاظى كه ادعاء وضع آنها براى عموم شده در لغت بين عموم و خصوص (٧) ، و اشتراك استثناء عقيب جمل بين رجوع به جميع و اخيره (٨) ، و موارد ديگر.
ج: «سيد مرتضى» كفار را چون مسلمين به فروع نيز مانند اصول مكلف ميداند، و در اين باب مهمترين چيزى كه بدان استناد كرده اين است كه كفار نيز مانند مسلمين واجد شرائط صحت تكليف بوده، و اگر به لحاظ كفر فاقد شرط صحت عملاند چون ميتوانند ايمان آورند تا عبادات از ايشان صحيحا واقع شود پس تكليف ايشان به عبادات مانند اصل ايمان بلا مانع ميباشد، و چون خطابات مطلق و شامل عموم مردم ميشود پس كافر نيز مانند مؤمن مشمول آنها خواهد بود (٩) ، و بعلاوه آيه شريفه (مٰا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَقٰالُوا لَمْ نَكُ مِنَ اَلْمُصَلِّينَ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ اَلْمِسْكِينَ وَكُنّٰا نَخُوضُ مَعَ اَلْخٰائِضِينَوَ كُنّٰا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ اَلدِّينِ) دلالت دارد بر اينكه كفار به مثل خواندن نماز نيز مكلف و بر ترك آن معاقبند (١٠) .
د: «صاحب معالم» در مقام نقل اقوال در باب مقدمه واجب ميگويد: «حكايت قول به تفصيل بين سبب و غير سبب از «سيد مرتضى» شهرت يافته، ولى سخنش در «ذريعه» و «شافى» موافق اين حكايت نيست بلكه در آغاز ملاحظه چنان موهم است» (١١) .
__________________
(١) به ص ١٣ س ١٠ مراجعه شود، «سيد» اصل حقيقت را حتى در موردى كه معنى مستعمل فيه معلوم است ولى معنى حقيقى و مجازى معلوم نيست مانند موارد مذكور در متن جارى ميداند، ولى مشهور اين اصل را منحصرا در موردى بكار ميبرند كه معنى حقيقى و مجازى معلوم است ولى مستعمل فيه معلوم نيست و به اين اصل اثبات ميكنند كه مستعمل فيه معنى حقيقى است، و اما در موردى كه مستعمل فيه معلوم است ولى حقيقت و مجاز معلوم نيست استعمال را اعم از حقيقت ميدانند، و خلاصه وجه آن اين است كه اصول لفظيه اصولى هستند كه به حكم عقلا براى كشف از مراد بكار ميروند پس با علم به مراد جارى نميشوند.
(٢) ص ٢٧ و ٢٨.
(٣) ص ٣٩ ص ٥.
(٤) ص ٥٢ س ١١.
(٥) ص ١٠١ س ٣.
(٦) ص ١٣٢ س ١ و ٢.
(٧) ص ٢٠٢ س ١.
(٨) ص ٢٥٠ س ٦.
(٩) ص ٧٥.
(١٠) ص ٧٨.
(١١) معالم چاپ عبد الرحيم ص ٥٧.
