اين ازمنه كتبى در احكام تأليف ميشد يا مشتمل بر اخبارى پراكنده بود چون اصول اربعمائه و يا اگر تا حدودى داراى نظم و ترتيب صحيح بود چون «التكليف» ابو جعفر محمد بن على شلمغانى، و «النوادر» ابو جعفر احمد قمى، و «المحاسن» احمد بن ابى عبد اللّه برقى، و بهتر از همه «الشرائع» على بن الحسين بن موسى بن بابويه، احاديثى بود كه بصورت فتوى تأليف ميشد، اولين ازمنهيى كه ضرورت اجتهاد احساس شد آغاز حدوث غيبت كبرى (٣٢٩ ه) بود، در اين ازمنه گرچه مجتهدينى عالىمقام از شيعه اماميه قدم به عرصه وجود نهادند چون قديمين: «الحسن بن ابى عقيل العمانى» و «محمد بن احمد بن الجنيد» و بزرگتر از همه «شيخ مفيد» لكن از هيچيك كتابى در علم اصول فقه در دست نيست، گويند: «شيخ مفيد» كتابى در اصول فقه تأليف كرده كه «ابو الفتح محمد بن على الكراجكى» كه يكى از بزرگان شاگردان «مفيد» و «مرتضى» بوده تمامى آن كتاب را در «كنز الفوائد» خود گنجانده است، و نيز رسائلى در بعض مسائل اصول فقه مانند قياس و اجماع به وى نسبت دادهاند (١) ، و در هر صورت قبل از تأليف اين كتاب، كتاب كاملى در اصول فقه اماميه خصوصا با روشى كه در اين كتاب به كار برده شده و عنقريب بدان اشارت خواهد رفت در دست نيست، و اگر فرضا تأليف و يا تأليفاتى قبل از اين كتاب موجود باشد تنها بعض مسائل متفرقهيى است از اصول فقه كه از اهل سنت اقتباس شده است، بنابراين كتاب «ذريعه» را بايد مهمترين و قديمترين منبع اصول فقه شيعه اماميه دانست. «سيد» در اين كتاب گرچه تنها آراء اهل سنت چون «ابو حنيفه» و «شافعى» و «جبائيان»: «ابو على» و «ابو هاشم» و «ابو الحسين البصرى» و «نظام» و «ابو العباس بن شريح» و «ابو بكر الفارسى» و «قفال» و «ابو القاسم البلخى» و امثال آنان را نقل كرده ولى چون در هر مسأله از مسائل علم اصول مانند سائر علوم، خود داراى نظرى متين و رأيى رزين است تأليف اين كتاب را بايد مبدأ تاريخ استقلال علم اصول شيعه اماميه دانست (٢) .
٢ - از اين جهت كه «سيد مرتضى» در اين كتاب چنانكه خود در مقدمه گويد (٣) مسائل اصول فقه را از مسائل اصول دين جدا كرده است درحاليكه در كتبى كه قبل از اين كتاب تأليف ميشده مسائل اصولين به يكديگر خلط ميشده است (٤) .
«سيد» در اين كتاب در هر مسأله آراء دانشمندان عامه را نقل و ادله ايشان را به تفصيل ذكر كرده و در مقام نقد برآمده و بالاخره مختار خود را با تحقيقى كافى و وافى اثبات كرده و در برخى از موارد نظر بعضى از ايشان را صحيح دانسته و ادله آنان را تأييد، و يا ادله جديدى بر مختار خود اقامه كرده است.
__________________
(١) رجوع شود به روضات الجنات ترجمه شيخ ابو الفتح كراجكى ص ٥٥٢ و مقدمه تهذيب چاپ نجف نوشته «خرسان»
(٢) منظور از علم اصول علم به معنى مصطلح است و الا بدون شك منابع قسمتى از علم اصول شيعه را بايد در سخنان امامان آنان جستجو كرد.
(٣) رجوع شود به ص ٢ و ٣ از همين نسخه.
(٤) براى نمونه به كتاب «المغنى» تأليف قاضى «عبد الجبار» معتزلى مراجعه شود.
