٣٨ - «الغرر و الدرر» و يا «امالى المرتضى»: صاحب رياض العلما نسخههائى از اين كتاب را وصف كرده، و در كتب خطى كتابخانه آستان قدس چند نسخه از آن موجود است كه با نسخههاى چاپى ايران و مصر از لحاظ عدد مجالس و ترتيب ابواب قدرى فرق دارد (١) .
اين كتاب داراى تكملهيى است كه صاحب «ادب المرتضى» گويد: نسخهيى خطى از آنرا - كه «فضل اللّه بن على الحسينى ابن الرضا» به سال ٥٥٥ ه نگاشته - نزد «شيخ محمد رضا فرج اللّه» ديدهام (٢) .
اين كتاب با تكملهاش به نام «درر القلائد و غرر الفوائد» در سال ١٢٧٣ ه در تهران به چاپ رسيده، و بدون تكمله به نام «امالى المرتضى» در سال ١٣٢٥ ه در مصر در مطبعة السعاده چاپ شده و سيد «محمد بدر الدين النعسانى الحلبى» و سيد «احمد امين الشنقيطى» بر آن شروح و تعليقاتى نوشتهاند. و اخيرا در مصر استاد «محمد ابو الفضل ابراهيم» با استفاده از پنج نسخه اين كتاب را پاكيزه و محققانه به چاپ رسانده است.
صاحب «ادب المرتضى» گويد: امالى شريف مرتضى داراى شرح معاصرى است به نام «الفوائد الغوالى فى شرح شواهد الامالى» كه علامه جليل شيخ «محسن بن الشيخ شريف» جواهرى نجفى متوفى به سال ١٣٥٥ ه آنرا نگاشته و من به سال ١٩٥٥ م نسخه خطى آنرا در نجف نزد فرزند فاضل او شيخ «محمد حسن» جواهرى ديدهام. اين شرح در چهار جلد بزرگ، بيش از دو هزار ورق، و مانند خود «امالى» جامع بين تفسير و ادب و تاريخ و لغت است (٣) .
چون اين كتاب در بعضى از موارد متضمن ستايش «شريف» و دعاء به طول بقاء براى او است لذا بعضى آنرا املاء «سيد» و جمع بعض شاگردان او دانستهاند، ولى صاحب «ادب المرتضى» گويد: از وحدت اسلوب كتاب بدست ميآيد كه تأليف و جمع هر دو از خود «سيد» است، براى شاگردان جز فضيلت روايت از «سيد» و قراءت بر او چيز ديگرى نيست زيرا اگر كتاب جمع خود «سيد» نباشد چون طرق روايت مختلف است عادة بايد اسلوب نيز مختلف باشد در صورتيكه اسلوب يكى است، و ممكن است ستايش و دعاء به شريف كار شاگردان باشد كه در آغاز هر بحث كه از خود سيد است در متن داخل ميكردند تا سخن خود سيد از آنچه از ديگران نقل كرده ممتاز باشد (٤).
بيشتر روايات «سيد» در اين كتاب از استاد خود «مرزبانى» است كه شخصيت معروفى است ولى در بسيارى از موارد از دو شخصيت غير معروف نيز روايت ميكند: كه يكى «على بن محمد الكاتب» و ديگرى. «ابو القاسم عبيد اللّه بن عثمان بن جنيقا الدقاق» است (٥) .
٣٩ - «الشهاب فى الشيب و الشباب»: اين كتاب در سال ١٣٠٢ ه با كتاب «سلوة الخريف» منسوب به «جاحظ» در مطبعة الجوائب به چاپ رسيده است. «سيد» در اين كتاب - كه
__________________
(١) رجوع شود به كتاب «ادب المرتضى» ص ١٥٨ و ١٥٩.
(٢) ص ١٥٩.
(٣) ص ١٥٩.
(٤) ص ١٦٠.
(٥) ص ١٦٠.
