ثم انّ لبعض المحقّقين من الاُدباء كلام في هذا المقام بالفارسية ، فلنذكره تتميماً للمرام ، وتعريضا لمن خلط في الحكاية بما لا يناسب شانه بالعجام ، وهذا لفظه : در این واقعه کرامتي ظاهره برای قرآن است و بتأمل اُو معلوم میشود که در أزمنه سابقه تاچه پایه رغبت در علم وأدب داشتند که بجهه تحصيل إعراب يك لفظ جه اندازه رنج وتعب ميكشيدند وقيمت يك كلمه هزار دینار زر سرخ عیار بود ولی در إینزمان چنا نستکه هزار مسأله معضلة أز علوم متفرقة رابيك دينار نمیخرند .
|
بي أهل عصر كان الله صورهم |
|
من طينة الجهل فيها ماء انكار |
|
فالمستجير بهم إذ جل حادثة |
|
كالمستجير من الرمضاء بالنار |
و خفاجی گمان کرده که طرف معارضه در مجلس واثق يعقوب بن السكيت بوده و این بغایت بعید است چه مازنی و ابن السكيت هر دو از ثقات عدول أصحاب ما بودند و در آن زمان با غلبه تقية وقلت شیعه خلاف بین این دو عالم متدين وتضييع يکديگر در مجلس خلیفة راست نیاید و حریری در حکایت این قصه چند اشتباه کرده ، يكى اينكه شعر راظلوم روایت کرده وصحيح اینستکه ظلیم است جه، این از جمله غزلیستکه در تشبیب بظلیمه مكناه بام عمران زوجه عبد الله بن مطیع گفته و نام اُو را ترخيم نموده وثقات أهل عربيت موافق آنچه ما كَفتیم إیراد کرده اند دیگر آنکه اُو را نسبت داده بعرجى که عبد الله بن عمرو أموى است وأبو الفرج که قدوه جميع علماي إبن فنون است بحارث بن خالد مخزومی نسبت داده دیگر آنکه گمان کرده طرف معارضه مازني يزيدي نحوی بوده ویزیدی در زمان هارون بوده و در سنه صد وشصت و دو وفات کرده و واثق در سنه دویست و هفده انتقال کرده مكَر إینکه مراد أز یزیدى بعض أولاد يزيدى معروف باشد که اُورا يزيدی میكَفتند و إین خلاف ظاهر است .
ثم إن لهذا المحقّق الرزين الذي نقلنا عنه هذا الكلام المتين فائدة
![كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار [ ج ١ ] كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار](/_next/image?url=https%3A%2F%2Flib.rafed.net%2FBooks%2F4543_Kashf-Astar-part01%2Fimages%2Fcover-big.jpg&w=640&q=75)
