نابود خواهد شد. پيكار اضداد ، حقيقت وذاتي جهان ونگهدارندهء أشياء مىباشد ، واضداد عالم ، همه يك حقيقت ويك چيزند واز يك ناموس اصلى جهان يعنى لوگوس (Logos) مايه مىگيرند.
لوگوس يا قانون واحد فراگير (در لغت بمعنى كلمه يا عقل فعّال) عامل نظم ثابت ومنطقي است كه اينهمه پويايى وصيرورت وپيكار اضداد بحكم آن انجام مىشود وضامن وجود وبقاى جهان است (١)
همانگونه كه گفتيم درك نكات فلسفه اين حكما بدون آشنايى با أصول حكمت اشراق إيران قديم ممكن نيست وبا آشنايى با آن به راحتى مىتوان انديشهء اين بزرگان را ـ كه مانند «گنگ خوابديده» (٢) سخن مىگفتند براي مردمى ناشنوا ـ درك نمود.
آنچه كه ما از اين سخنان مىفهميم همان است كه پيش از وى وپس از أو گفتهاند. مقصود وى از آتش ، آتش مادي سوزان نيست ، بلكه اشاره به يك هويت والاي قدسي ومجرّد از مادة ، ورمزى از يك حقيقت خلاق دائمي زنده وحكيم وأزلي وابدى است كه جهان را فرا گرفته ، وبقيهء موجودات حتى آب وخاك وروح انساني از آن برخاستهاند ، وسرانجام به آن خواهند پيوست.
__________________
(١) يهوديان اصرار دارند كه كلمهء لوگوس را اولين بار فيلون بكار برده ، ولى از قرائن برمىآيد كه هراكليتوس نيز آن را از ايرانيان گرفته است وبه عقيدهء ويل دورانت (تاريخ تمدن ، ج ١ ، ص ٤٢٥) همان «منش پاك» مذكور در يسناست كه بعدها به امشاسپندان تعبير گرديده ، ومقصود اصلى حكمت إلهي بوده (نه عقل) ، كه بمرور بمعنى فرشتگان در آمده. براي آشنايان به عرفان اسلامى حل مسأله آسان است ، زيرا صادر نخستين را هم عقل اوّل وهم نور ومنش پاك ، وهم فرشتگان مجرد ومفارق مىتوان دانست كه به فيض مقدس ومقام أسماء وكلمات تامات وكلمة اللّه نيز تعبير گرديده است. بنا بر يسنا منش پاك يا بيونانى (لوگوس) «وسيلهء آفرينش كائنات» است ؛ واين بعدها در عرفان اسكندرانى به وسيله افلوطين واوديگنس وفيلون يهودي بكار رفته ، وبعدها در مسيحيت جاى أقنوم دوم را گرفته است.
(٢) اشاره به شعر :
|
«من گنگ خوابديده وعالم تمام كر |
|
من عاجزم ز گفتن وخلق از شنيدنش» |
