رسيده صورت تحريف يافتهاى به خود گرفته است. معروف است كه «آتش» را مادة المواد مىشمرده وهستى را در گرو تضادّ وپيكار ميان اضداد ، وهمچنين طبيعت هستى را روان وهمه چيز را در حركت مستمر وثابت مىدانسته ومىگفته كه «دو بار در يك رود وارد نمىتوان شد» و «دو بار بوى يك گل را نمىتوان شنيد».
ليكن ، تحليل دقيق فلسفي عقائد أو نشان مىدهد كه عقائد أو نه تنها داراى ارزش علمي وفلسفي است ، كه حتى بهمان مباني مشهور حكمت اشراقي إيراني بر مىگردد ومقصود وى از اين تعبيرات ، كه بشيوهء مغان پارسى رمزآميز وپوشيده بيان مىشده ، نكات عمدهء فلسفهاى است كه بعدها أفلاطون وافلوطين آن را ترويج كردند.
أصول فلسفي (يا بتعبير ديگر نواميس طبيعي) وى عبارتند از :
١ ـ همه چيز اين جهان در حال صيرورت وتحول وتغيير است. أفلاطون از وى نقل كرده است كه مقصود وى آن است كه در جهان ، «سكون» وجود ندارد وذات وجوهر آن حركتي دائمي وثابت دارد. (١)
٢ ـ آتش حقيقتي است أزلي وابدى كه آفرينش بر آن قرار گرفته ، وجهان (Kosmos) آتشى است زنده وپايدار. أشياء با تمام تحولات مادي خود چون آب وخاك وعناصر همه از آتش بوجود آمدهاند (٢) وبه سوى آتش بازخواهند گشت. روح نيز آتش است.
٣ ـ جهان از اضداد تشكيل شده ودوام اين جهان در گرو پيكار دائم اضداد وموجودات است. جهان پر است از «كون وفساد» و «ليل ونهار» و «جنگ وآشتى» و «مرگ وحيات» ؛ وروزى كه اين تضادها نباشد جهان
__________________
(١) موسوعة الفلسفة ، عبد الرحمن بدوي. موضوع حركت جوهري از أصول حكمت اشراق إيراني بود كه تا زمان ملا صدرا صورت فلسفي وبرهاني به خود نديده بود ، وملا صدرا آن را از راه فلسفي اثبات نمود.
(٢) قرآن نيز أصل كيهان را از «دخان» چيزى مانند دود مىداند. (سورهء فصلت ، آيهء ١١).
