آنجا) ساخته بودند طعمهء آتش ساختند (...) ودر طي چند صد سال به حالتي نيمه وحشى سر كردند. (١)
مؤرخ ديگرى در اين باره چنين نوشته است :
از حماسههاى يوناني بر مىآيد كه يونانيها مردمى وحشى (بربر) وناآشنا با آهن وبدون عادت به شهرنشينى بودهاند ودر كنار خرابههاى شهرهايى كه ويران كرده بودند زندگى مىكردند ، وبعدها به ساختن حصار وزندگى شهري پرداختهاند.
يونانيان بسبب كوهستانى بودن زمين ، وجدايى نژادى ودورى شهرها از هم ، قادر به تشكيل حكومت واحد نمىشدند وزير بار يكديگر نمىرفتند. شهرهاى معروف آن آثينه واسپارته ومراكز كوچك ديگر بود وبزرگترين دولتشهرهاى آنان از بسيارى از روستاهاى انگليسى كوچكتر بود. (٢)
فرهنگ يونان باستانى بسيار ابتدايى وجاهلي بود وبطرز نيمه وحشيان چادرنشين وأقوام سيار ، خورشيد وستارگان وعوامل طبيعي را مىپرستيدند ، وبراي دريا ودرخت وباد وبرق ومانند اينها خدايانى خشن وبىرحم وجنايتكار ، ولى عياش وهرزه قائل بودند ؛ وبراي آنها افسانهها وموهوماتى پرداخته بودند كه امروز از آن به أساطير (يا ميثولوژى) ياد مىشود.
أقوام يوناني أساطير وسنن وخدايان خود را بشدت حفظ مىكردند ، وهمين أساطير به وسيلهء شاعر دورهگردى به نام همر (از اهالى ازمير كنونى) به شعر در آمد وبه
__________________
(١) همان ، ج ٢ ، ص ١٤٩.
(٢)History of the world , H. Wells , P. ٣٩.
