پادشاه آنها فروخته شد ، وبعدها همين اشعار حماسههاى ملى يونان گرديد و «اديسه» و «ايلياد» نام گرفت. نيز شاعر ديگرى به نام هزيود (Hesiode) كه دست به همين كار زد ودر ميان مردم شهرتى يافت.
از ملتى با اين درجه تمدن نزديك به توحّش كه حتى با ذوب فلزات وساختن مفرغ نيز آشنا نبودند انتظار علم وحكمت بيجاست ، از اين رو در ميان آنان نه فقط از حكمت ونجوم ورياضيات وفنون عملي خبري نبود ، بلكه حتى وضع سياسي واجتماعي عادى ساير ملل را نيز نداشتند وداراى حقوق وقانون نبودند ونظم عمومى وجامعه نيز قاعده واساسى به خود نمىديد.
از اين رو ، هرج ومرج وبىقانونى ونداشتن يك نظام حكومتى صحيح ويك قدرت فائقه آنان را ناگزير ساخت كه انديشمندان آنان بفكر اقتباس وتقليد از ملل ديگر بيفتند.
در حدود قرن هفتم ـ ششم پيش از ميلاد مسيح يكى از اشراف اسپارت به نام ليكورك مأمور اين كار شد ، وپس از وى يكى از رجال آتينه به نام سولون (١) به اين كار پرداخت وراهى جزيره كرت وملطيه ومصر شد وسخنان أو با كاهن مصرى مشهور است.
با برقرارى حكومت اشرافى (اريستوكراسى) در خاك يونان ، بسبب همسايگى آن با تمدنهاى بزرگ مصر وفنيقيه وبويژه تمدن بزرگ وباشكوه إيران دوران هخامنشى ورواج تجارت ميان يونان وسرزمينهاى نزديك وساحل مديترانه ، اين ملت با فرهنگهاى ديگر روبرو گرديد وبا تمدن آنان آشنا شد. بخصوص «مشرقآباد ومتمدن توجه يونان فقير را به خود جلب كرد ويونانيهاى زيادى به ممالك مشرق آمده ودر بابل ومصر و
__________________
(١) حدود سال ٥٩٠ ق. م.
