شش هزار سال قلمداد مىكردند. (١)
يكى از پنداشتهاى «اورفه ـ فيثاغورى» اعتقاد به معاد وبازگشت أشياء است كه پس از يك انفجار كيهانى (قيامت) مىشود وخلق دوباره تجديد مىشود. تئوپومپوس (Theopompus) در كتاب خودPhilipics(ج ٨) تأكيد مىكند كه تعليمات مغان نيز چنين بوده است (...) شخص زردشت وتعليمات مغان بر أفكار يوناني تأثيرى پرداخت كه راست وواقعي بود (...) در زمانهاى بعد برداشت يوناني دربارهء «أعصار أزلي» از يك برخورد كهن معنوي با عقائد إيراني حكايت مىكند ... (٢)
ودرباره رابطهء أفلاطون با مغان زردشتى ، دياكونوف مؤرخ روسى چنين مىنويسد :
أفلاطون ظاهرا اولين كسى بود در يونان كه جدا به تعليمات مغان ـ مجوسان ـ علاقة ورزيد. (٣)
محقق ديگرى در تاريخ پيدايش علم نجوم دربارهء مبناى يونانيان براي تعيين نقطهء آغاز سال وصورت فلكى حمل واستفاده از نقطهء اعتدال طبيعي بهارى (كه شيوهاى إيراني بوده) مىگويد :
اين نشان مىدهد كه نجوم هم از إيران وهم از بابل (به يونان) رفته (ولى) بدون شك اعتدال ربيعى همان نوروز إيران وابتداى سال جديد كنونى است كه قرنها در فرهنگ وفلسفه إيران وجود داشته است. (٤)
__________________
(١) دين إيراني ، أميل بنونيست ، ص ١١.
(٢) همان ، ص ٩ وص ١١١.
(٣) تاريخ ماد ، دياكونوف ، ص ٣٤٦.
(٤) پيدايش دانش نجوم ، واندروردن.
