به غرب نقش ميانجى وواسطه را بازى كرده است چشمداشت داريم تا جاى پا واثر اين انديشهها را در تعاليم أو بيابيم. اين چشمداشت وانتظار دست كم سه بار برآورده مىشود. (١)
نفوذ ناگهانى نجوم وهيئت در يونان همراه رياضيات نيز همانگونه كه محققان اروپائى مىگويند ، يكى از قرائن ودلايل نفوذ آن از إيران ومشرق زمين مىباشد از جملهء آنها ، گيمن (در كتاب زردشت ...) است كه مىنويسد :
نظريهء أفلاك هفتگانه ، ناگهان در يونان ظاهر مىشود ... شايد توسط مكتب كنيدوس (Cnidus) ، كه از طريق پزشكان يوناني دربار هخامنشيان با إيران مربوط بودند ، آورده شده است.
ميلز (Mills) بر آن است كه ثنويت مزدايى در ديالكتيك هگل هم از طريق گنوسيانى چون ژاكوب بوهم وفيخته اثر گذاشته است ، ودر واقع بور در يكى از آثار خويش نشان داده است كه ايدهآليسم آلمان ، بويژه هگل براي زمان أو ، گنوسى وهمانند پديدهء گنوسى كهن است. (٢)
برخى مستقيما به تأثير مغان إيراني در يونان اشاره كردهاند ، از جمله أميل بنونيست مىگويد :
يونانيان (...) ، مطابق آنچه از مغان آموخته بودند ، سال كيهانى را دوازده هزارساله تقسيم به دو دورهء ششهزارساله مىشد ، كه دورهء نخست آن با ظهور زردشت مشخص شده بود. شاگردان أفلاطون براي آنكه أفلاطون را مجدّد ورأس دورهء دوم وانمود كنند فاصله آن دو (زردشت وأفلاطون) را
__________________
(١) پيدايش دانش نجوم ، واندر وردن ، ص ١٩١ ـ ١٩٣.
(٢) زردشت وجهان غرب ، گيمن ، ص ١٢٥ و ١٥٨.
