* * *
حاصل تمام اين اعترافات ودهها مانند آن را (كه در كتب يونانيان قديم ومحققان معاصر اروپا ديده مىشود) گيرشمن در سه سطر بيان كرده است. وى مىگويد :
إيران ـ چنانكه ديدهايم ـ شاهراهى بوده براي نهضت ملل وانتقال أفكار از عهد ما قبل تاريخي به بعد ودر مدتي بيش از هزار سال. وى اين وضع مهم را به منزلهء واسطه وميانجى ميان شرق وغرب حفظ كرد. (١)
يكى از علل ارتباط يونان با ملل همسايه وحتى إيران وبابل ، عامل حركت طبيعي فرهنگها وحركت انسانها به أطراف جهان بوده وچنانكه خواهيم گفت حتى در دوران باستانى هم مردم در جوامع بسته زندگى نمىكردهاند ، وهمواره فرهنگ ضعيف به دنبال فرهنگ قويتر ووالاتر مىرفته وقدرت وعظمت سياسي نيز به اين حركت طبيعي كمك مىنموده است.
حقيقت اين است كه جهانگشايى هخامنشيان ـ مانند كورش (كه أو را همان ذو القرنين قرآن مىدانند) وداريوش وخشايار وگشودن سرزمينهاى يونان ويوناني وجزاير بحر ابيض (مديترانه) ، همچون ملطيه (مالت) وصقليه (سيسيل) وايونان (ايونيا) ورسيدن بنزديك آتن ـ كه قطب شرك وجاهليت غربى وچندگانهپرستى اساطيرى اروپائى بود ـ وفتح آنجا واز بين بردن بتخانه وآكروپوليس آنجا ، علاوة بر گسترش دانش وحكمت وفلسفه وتمدن درخشان شرقي وفرهنگ پيشرفتهء إيراني وصدور آن به قارهء اروپاى آن زمان ، راه را براي روابط متقابل ملتهاى آن قاره با ايرانيان باز نمود وكشور إيران مركز روابط فرهنگى وتجارى ملل گوناگون گرديده بود.
ملل گوناگون به راحتى مىتوانستند از راه بيزانس وسوريا ومصر با هند وحتى
__________________
(١) گيرشمن ، إيران از آغاز تا اسلام ، ص ٣٨.
