گزاره صرفا بمناسبت معاني واژههاى بكار رفته در آن مىتواند راست باشد ، اما قوانين طبيعت محتملند ..» (١) «يك قانون كه راجع به يك نظم طبيعي مىگويد «هميشه صادق است» را بايد گزارهاى موقتى تلقى كرد ، ممكن است در آينده نادرست باشد ...» «هيوم مىگفت هيچ دليلي در دست نيست كه فرض كنيم در وقائع متوالى علت معلولي ضرورتي درونى وجود دارد. اين توالى علت ومعلول چيزى نيست جز تواتر زماني وقائع. تحليل هيوم أساسا صحيح است» (٢)
همين فيزيكدانان متفلسف ، «زبان علمي» را داراى سه دسته واژه مىدانند : ١ ـ واژههاى منطقي ؛ ٢ ـ واژههاى مشاهداتى ؛ ٣ ـ واژههاى نظري ، كه به آنها گاهى «واژههاى ممنوع» گفته مىشود. وى حتى اصطلاحاتى مانند «پروتون ـ ميدان الكترومغناطيسى ـ بار الكتريكى» را هم واژههاى نظري مىداند كه «با شيوههاى نسبتا ساده ومستقيم نمىتوان آنها را مشاهده كرد».
يا ديگرى مىگويد : «دنيا را آنطورى كه اثباتگران صريحا فرض كردهاند نمىتوان با بخشيدن مختصات فيزيكى دقيق به هر نقطهء موجود در گزاره ، توصيف وسپس «راست» يا «دروغ» بودن گزاره را بررسى كرد. در هر مبناى مختصاتى بايد يك ناحيهء عدم قطعيت با خود داشته باشد ودر نتيجة ، اين بررسى غير قطعي است وبايد براي آن امكاني از خطا قائل شد» (٣).
«امروز وقتي مىخواهى گزارهء «اين قرمز است» را بسنجى نه «اين» بدقت قابل سنجيدن است ونه «قرمز». بعلاوة علم يك مجموعه غير مركب از اجزاء جدا جداست و
__________________
(١) مقدمهاى بر فلسفهء علوم ، رودلف كارناپ ، ص ٢٩٣.
(٢) همان.
(٣) شناخت عمومى علم ، يا كوب برونوفسكى ، ص ١١٧.
