اين نظريه نزديك به نظريهء تشكيل كهكشانها وستارگان بزرگ وكوچك از سحابيها (يا تودههائى از ذرات آسمان فضايى بيشكل) است.
ذرهگرايان
بسبب نظريهء خاص نيمه مادي لوقيبوس وذيمقراطيس ـ وتا اندازهاى شاگرد آنان اپيكوروس ـ مكتب خاصي را به آنان اختصاص دادهاند كه به نام مكتب «ذرهگرايان» (ذريّون ـ اتميستها) معروف شده است.
از ويژگيهاى اين حكما آن است كه آراء ديگر حكماى پيشين ـ با تمام تعارضاتى كه در آنها ، در نوشتارهاى غربيها وانمود مىگردد ـ در اين مكتب با هم آشتى دارند وبصورت يك نظريه هماهنگ ذو اجزاء پديدار مىشوند ؛ وبتعبير نويسندگان اروپايى ، هم تفكر «ايونى» در آن هست وهم أفكار فيثاغورى وهم عقائد حكماى ايليائى ، واين مؤيّد همان گفتهء ماست كه اين حكما در حقيقت با يكديگر تعارض وناسازگارى در عقيدة نداشتهاند وهمه در يك زنجيره وجريان تاريخي حكمت ـ يعنى در خط حكمت اشراقي بازمانده از فارس وإيران وأصولا مشرق زمين ـ بودهاند.
گفته مىشود ذيمقراطيس در زمان پيرى خود سقراط را درك كرده وأفلاطون را ديده وهمانگونه كه گذشت به «مشرق زمين ومصر وعراق وإيران وشايد هندوستان» سفر كرده وبقول يك مؤرخ فلسفه «اثر أو در حكم دائرة المعارف بزرگى شبيه دائرة المعارف أرسطو بشمار مىرفته است» (١)
نكتهاى كه بايد در اينجا يادآور گرديد آن است كه همانگونه كه مىدانيم حكمت اشراقي در قديم مجموعهاى از فلسفه وعلوم گوناگون واخلاق عملي بوده ، ولى اين
__________________
(١) فلسفههاى بزرگ ، پير دوكاسه ، ص ٢٦ (فارسي).
