حكماى معروف بيشتر بعد اخلاقى وسياسي آن را (يعنى تربيت خوب افراد ـ ادارهء بهينه جامعه) اهميت وبروز مىدادند ؛ مثلا در آثار سقراط وأفلاطون فقط سياست واخلاق بيشتر ديده مىشود ، ولى همچنان كه در بخش مربوط به زندگى وأفكار أرسطو خواهيم گفت ، أرسطو داراى ذوق وطبيعت مادي بود ـ وباصطلاح كنونى ـ بيش از آنكه فيلسوف باشد ، يك «دانشى» (يا ساينتيست) شمرده مىشود. بهمين سبب بيشتر به آراء حكماء از نقطه نظر مادي وعلوم طبيعي مىنگريست وآن حكماى إلهي برجسته اشراقي را فقط علمايى طبيعتشناس وحتى مادي معرفى مىنمود. وهمانگونه كه پيش از اين از زبان يكى از مفسران كتب أرسطو شنيديم ، خود وى هم ندانسته يا دانسته آراء آنان را اندكى تحريف مىكرد.
اناكساغوراس
در اينجا پيش از آنكه به سقراط وسوفسطائيان بپردازيم لازم است از حكيم نامدار ديگر يعنى اناكساغورس (Anaxagoras) نام ببريم. اين حكيم در حدود سال ٥٠٠ ق. م در شهر قلازامين (Clazaminea) از شهرهاى تركيه كنونى (آسياى صغير) متولد شد وپس از ٧٢ سال زندگى (١) در سال ٤٢٧ (يا ٤٢٨ ق. م) در شهركى به نام لمپساكوس از توابع ملطيه در آسياى صغير درگذشت.
انكساغوراس در يك خانوادهء اشرافى وثروتمند متولد گرديد واز اشراف و
__________________
(١) اگر به گفته أفلاطون (تاريخ فلسفه ، أميل بريه ، ص ٨٨) ٣٠ سال در نزد پريكلس مانده باشد ، چون آغاز حكومت پريكلس ٤٤٩ ق. م است واناكساغوراس در آن تاريخ ٥١ سال داشته بايستى پايان عمر أو چند سالى پس از سال ٤١٩ ق. م باشد كه ده سال پس از سقوط پريكلس است ؛ يا اينكه گفته شود ، ده سال قبل از حكومت پريكلس به آتن رفته ، واصحّ آن است كه گفته شود ٢٠ سال يعنى به اندازهء مدت حكومت پريكلس (٤٢٩ ـ ٤٤٩ ق. م) در آنجا بوده است.
