مشهود ومسلم ويقينى است رها كند وبه راه آخرت كه غير محسوس وظنى است روى آورد؟ ابو حاتم در پاسخ اين اعتراض مى گويد كه در حكمت حكيم بهتر است كه با هدايت وارشاد خود ، بشر را به سوى غايت وكمال وجودى رهنمون شود ، نه آنكه ايشان را مانند چهار پايان به حال خويش رها كند وثواب وعقاب وآخرت ومعاد از ايشان ساقط شود. پس نوع بشر به هيچ روى از تعليم وارشاد انبياء بى نياز نيست وخداوند هرگز مردم را به امرى دشوار ، كه همان راه يافتن به حقيقت از روى طبع است وجز براى عده قليلى ميسر نيست مكلف نمى كند.
آنچه پسر زكريا گفته است كه دين موجب وقوع جنگ وجدل وسبب بروز عداوت در ميان ملل مى شود بايد گفت ، كه اين امر ناشى از آن نيست كه اصحاب شرايع در دين خود شك ورزيده باشند ، بلكه در تمسك به شريعت مقيد بوده اند. علت اختلاف ميان آنها اين است كه اعراض دنيا را بر آخرت برگزيده اند وبا وجود آنكه به آخرت وثواب وعقاب ايمان دارند ، مرتكب قتل نفس ، غصب اموال وسائر محرمات مى شوند ، زيرا حب دنيا ، حب زنان وفرزندان ، حرص وطمع در اندوختن مال وغيره بر آنان غالب آمده است. پس گفتار پسر زكريا درست نيست. اين دين است كه موجب تزكيه نفس واعتلاى روح وايجاد نظم وترتيب در درون وبيرون مى شود وكفر والحاد است كه موجب تباهى وفتنه مى گردد. حتى پادشاهان ، قوت وشوكت خود را از شريعت ودين يافته اند.
چون پسر زكريا در باب معجزات انبياء شك وايراد كرده
