خوارق عادات وى مى پردازد كه دليل بر مقام والاى معنوى پيغمبر وكمال روحانى اوست واز اين رهگذر سخن را به پيغمبران ديگر چون موسى وعيسى (ع) مى كشاند. پيغمبران مؤيّد از ملكوت اعلا هستند وبا فيض روح قدسى اسرار وجود را بازگو مى كنند. پس چگونه ممكن است سخن آنان متناقض باشد.
فصل بعدى «كه كلام انبياء ورسوم ايشان» نام دارد. دوباره به موضوع رمز وتمثيل واهميت آن در فهم اسرار ملكوتى اشاره مى كند واين بار برخى از رموز واسرار كلام نبوى را باز مى نمايد وسخن را به قرآن وديگر كتب منزله مى كشاند يكى از مثالهائى را كه در اين مورد ذكر مى كند اين است : از پيغمبر روايت شده است كه خداوند راه راستى را مثل زده است كه در دو طرف آن ديوارى ساخته شده است وبر ديوارها ، درهاى گشوده شده قرار دارد واز آن درها ، پرده هائى آويزان است ودر آغاز راه ، ندادهنده اى ندا مى دهد كه به راه راست آئيد. سپس فرمود ، آن راه راست اسلام است وآن درهاى باز محارم خداوند است وپرده ها ، حدود واحكام خداوند است وآن منادى ، قرآن است.» راه مثل ومعنا چنين است وآنچه در قرآن در اين خصوص آمده است ، بليغ تر وموجزتر است. حضرت محمد (ص) نيز خود به اين معنى اشاره كرده وفرموده است : «هيچ آيه اى به سوى من فروفرستاده نشده است مگر آنكه ظاهر وباطنى دارد وهر حرفى از آن حدى وهر حدى مطلعى دارد.» ولى بايد توجه داشت كه اين امثال ، گرچه به ظاهر مختلف است ولى اصل آنها در واقع امر يكى است وحقيقت
