ومى گويد كه نبايد ميان دين حقيقى وبدعت اشتباه كرد. فهم معانى دقيق را معلم ومرشدى راستين بايد ، تا انسان را به دقايق ورقايق كلام إلهى آشنا سازد. قول به رأى خطائى بزرگ است. وآنگهى اگر انبياء واولياء ، خداى ناخواسته ، دروغ زن بودند آيا كسى گفتار آنها را باور مى داشت وپيغمبران كه راستگو ، عاقل وصاحب فهم وتميز بوده اند آيا مورد تصديق وتأييد عقلا وحكماى همه دوران ها قرار مى گرفتند؟ بر خلاف آنچه پسر زكريا گمان كرده است پيمبران وامامان به فضل وكمال وعقل وتميز وبه داشتن اخلاق حميده ممتاز بوده اند وفى المثل همه امت هائى كه پيغمبر اسلام را مشاهده كرده اند او را در عقل ، حلم ، حميّت ، حسن تدبير ، سياست ، كمال ، وقار ، رزانت ، وفاى به عهد ، سخاوت ، شجاعت وهمه اوصاف حميده ، تام وتمام يافته اند. پس نسبت دادن تناقض به چنين كسانى صرف جهل ونادانى است.
در فصلهاى بعدى ، ابو حاتم ، براى آنكه مقام والاى پيغمبران را نشان دهد. وكمالات پيغمبران را به نحو محسوس تر وملموس ترى بنماياند ، به ذكر مناقب وفضائل حضرت محمد (ص) پيغمبر اسلام مى پردازد ونمونه هاى جالبى را در مورد صدق ، امانت ، سخاوت ، حلم ، عفو ، شجاعت ، وقار ورزانت ، وفاى به عهد ، تواضع ، حسن خلق ، اعتدال صورت وسيرت ، جمال وكمال ، تدبير وسياست ، شرف ذاتى ونجابت پيغمبر اسلام (ص) ارائه مى دهد. وبراى هريك از صفات نام برده ، نمونه هاى فراوانى را از زندگى وسرگذشت پيغمبر اسلام نقل مى كند وبذكر پاره اى از معجزات وكرامات و
