عمق تفكر واحاطه او به موضوع موجب شگفتى وحيرت خواننده مى شود.
در فصل بعدى ، احاديث موضوع (يا مصنوع) از يكسو واحاديث صحيح از سوى ديگر مورد بحث وتحليل قرار مى گيرد. وى از كسانى كه وضع حديث كرده اند مانند ابن ابى العوجاء وديگران نام مى برد وبرخى از احاديث نادرست مانند حديث زغب الصدر ، نور الذراعين ، عيادة الملائكة ، وقفص الذهب را نقل مى كند وبه جرح آنها مى پردازد. واضعان حديث از اهل كفر والحاد ويا متهم به مجوسيت ومانويت ويا قائل به اثنينيت بوده اند ؛ ابن مقفع مجوسى بوده وبه زندقه شهرت داشته است. الحاد ابن ابى العوجاء مشهور خاص وعام است وواضعان با وضع چنين احاديثى در صدد دلجوئى واستمالت از عوام الناس بوده اند. ولى راويان ثقات ، احاديث صحيح را از سقيم بازشناخته در صدد جرح ونقض احاديث مجعول بر آمده اند. از سوى ديگر برخى از احاديثى را كه پسر زكريا نقل كرده ، صحيح ومعتبر است وبه هيچ روى نمى توان در صحت انتساب واصالت آنها شك كرد وطعن پسر زكريا ، ناشى از عدم احاطه وى به مبانى دين وحاكى از جهل ونادانى اوست. حديثى را كه پسر زكريا در آن طعن كرده است اين است : رأيت ربّى فى احسن صورة ... ويا حديثى كه أم طفيل زن ابىّ بن كعب از حضرت رسول نقل كرده است : سمعت النبي (ص) يذكرانه رأى ربه فى المنام فى صورة شاب موفّر. در اينجا ابو حاتم معناى رمزى وتمثيلى اين احاديث را باز مى نمايد وبراى توجيه وتبيين معانى باطنى آن به آيات قرآنى ونيز به اقوال تورات وانجيل استشهاد
