بلاغ : ندارد.
اين نسخه را نيز با عنايت به محلّ نگاهدارى آن « م » خوانده ام ودر علائم صفحه گردان مندرج در متن با علامت / ...M / نشان داده ام.
راقم اين سطور در جريان تصحيح متن ، نخست به ضبط تمامى ديگرسانيهاى دو دستنوشت در پاورقى اوراق پرداخت ؛ امّا چون دريافت كه اين ديگرسانيها بحاصل آمده از ضبطهاى ناصواب رونويسگر نسخه « م » است ـ واز اين رو نمودن اين اختلافات تنها وتنها صورت نسخه « م » را در پاورقى صفحات به نمايش در مى آورد ، كه هيچ فايدتى بر آن متصوّر نبود (١) ـ ، از ضبط آن بدلها دست كشيد وتنها در مواضعى كه ضبط نسخه « م » را راجح مى شمرد ودر قرائت مختار خود مى نهاد ، ضبط نسخه « د » را در پاورقى با علامت « الأصل : ... » نشان داد. بيفزايم كه اين بنده ، به دو سبب اين روش را در جريان ارائه حاضر ، « روش مناسب تصحيح » تشخيص داد :
الف : نخست ، وجود دستنوشت اصيل « د » كه جز در مواردى اندك ـ كه در پاى صفحات نموده شده است ـ نسخه اى است صحيح وضبطهاى آن يكسره پيراسته است ودرست ؛ و
ب : دو ديگر ، عنايت به ديرپاى نبودن متن. از اين رو اختلافات نسخ را به اختلاف در حوزه هاى زبانى / فرهنگى ـ كه در پاره اى از نسخ كهن به چشم مى آيد ـ نمى توان حمل نمود.
در جريان بازنمودن مصادر متن نيز ، اين بنده ، نخست به نمودن پاره اى از مآخذى كه موادّ مندرج در متن را در آن مى توان دست ياب كرد ، پرداخت واين روش را در يك صد صفحه نخست كتاب بكار برد ؛ امّا از آنجا كه عمده ترين مآخذ
__________________
(١) پرواضح است كه در پاره اى از دست نوشت ها ـ همچون دو دست نوشتى كه اعظم عارفان اسلام از اثر سترگ خويش « الفتوحات المكّية » ـ پرداخت نمودن جزئيات اختلافات ـ حتّى در جزئى ترين صور ـ نشان دادنى است وياد كردنى ؛ امّا به باور اين بنده ، « روش مناسب براى تصحيح » متن حاضر ، چنين ضبطهائى را بر نمى تابد.
