مرغ پخته کن
بلکه بر این جوان غالب شویم، پس پنج مرغ کشتند و پختند، چون شب در آمد
طعام را در نزد مهمان حاضر کردم و گفتم: این مرغها را قسمت نما؟ گفت :
میخواهی طاق قسمت کنم یا جفت؟ من گفتم : إن الله وتر يحب الوتر،
طاق قسمت کن، گفت: تو وزنت جفت و یکمرغ طاق ، و دو پسر تو و يکمرغ هم طاق ،
و دو دختر و يکمرغ هم طاق ، و من دو مرغ هم طاق ، گفتم : من باین قسمت
راضی نیستم ، جفت قسمت کن؟ گفت: بسیار خوب پس یک مرغ
برداشت و در نزد من و دو پسرم گذاشت و گفت : تو و دو پسرت و يکمرغ جفت ، و
یکمرغ برداشت در نزد زن و دو دختر من گذاشت و گفت زنت و دو دختر و يکمرغ هم
جفت و سه مرغ را در نزد خود گذاشت و گفت: من و سه مرغ هم جفت، پس گفت: والله من از
این قسمت در نمی گذرم، پس مرغها را خورد و چیزی بما نداد
.
پس اصمعی گفت: آن جوان در شعر بر من غالب شد و مرغها را هم خورد پس مرا وداع کرد و رفت پس معلوم شد که آن جوان از اولاد زید شهید پسر حضرت علی بن الحسین علل است ، انتهت الحكاية (١) .
وأقول : هم أهل بيت لا يقاس بهم أحد ، وكل فصيح وأديب من بحر علومهم اغترف ، وعندهم خاضع ذليل مسكين .
۸۸۰۰ - كتاب اللباب : للشيخ جعفر بن كمال الدين البحراني المهاجر إلى بلاد الهند ، المستوطن في حيدرآباد ، المتوفى سنة ١٠٨٨ .
ذكره في المستدرك وأثنى عليه ثناء جميلاً ... إلى أن قال : وله الله
(١) نحوه في منهاج البراعة للسيد حبيب الله الخوئي ۱ : ۱۲۹ - ۱۳۱ نقلاً عن زهر الربيع .
![كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار [ ج ٨ ] كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار](/_next/image?url=https%3A%2F%2Flib.rafed.net%2FBooks%2F4550_Kashf-Astar-part08%2Fimages%2Fcover.jpg&w=640&q=75)
