متحرك مىباشد وهمان است كه روزگارى (در حدود ٢٦ قرن پيش از اين) در مشرق وبخصوص در إيران وجود داشته. ونامهايى مانند غنوصيه وفيثاغوريه وافلاطونيه واشراقية ومكتب سقراط وأفلاطون وفلوطين ... همه يك چيز ودنبالهء همان مكتب اشراقي يا مشرقى است كه در إيران باستان به آن حكمت يا «خرد جاويدان» مىگفتند واسلام هم بعدها چيزى شبيه به آن را آورد.
گم كردن سر اين رشته سبب شده كه گاهى از شباهت شديد ميان فلوطين وفيثاغورس متحيّر مىشوند وبرخى از خود مىپرسند چگونه است كه «احديت» فلوطين تا اين اندازه به «موناس» (Moras / Monas) فيثاغورس نزديك است؟ وهمچنين ساير شباهتها! وچرا فلوطين با آنكه با مكتب مشائى آشنا بوده ، سخنى از «محرك اوّل» و «حركت» نگفته وبجاى آن از «صدور» و «فيض» ووسائط ايجاد مخلوقات مانند عقل (نه عقول) ونفس (نه نفوس) سخن به ميان آورده است؟
بنظر ما اگر غنوصيه را نه گروهى خاص ، بلكه همان مكتب فيثاغورس وحكمت إيراني بدانيم ، فلوطين يك غنوصى است وبجاى اصطلاح نادرست ونارساى نوافلاطونى بايد مكتب أو را «غنوصى» ناميد ، ولى اگر مقصود از اين كلمه نام گروهى باشد كه گويا همزمان با فلوطين در همان نواحي بودهاند ، (١) بايد گفت كه وى نه فقط از آنها نيست ، بلكه حتى بروايت فرفوريوس ، رسالهاى در ردّ آنها نوشته كه در مجموعهء تاسوعات وى آمده است. (٢)
بارى ، فلوطين (يا پلوتين ـ پلوتينوس :Plotinus) يك مصرى است كه گفته مىشود در شهري به نام لوكو (لوكوپليس) در مصر عليا در حدود سال ٢٠٤ ميلادي
__________________
(١) تاريخ فلسفه ، أميل بريه ، ج ٢ ، ص ٣١٠.
(٢) إنئاد ٢ ، رسالهء ٩ (مجموعهء رسائل فلوطين ، ج ١ ، ص ٢٥٥).
