نچشيده واز ذوق ـ كه به معناى چشايى معاني ومفاهيم نامحسوس خاص المعاني است ونبات وحيوان را بظاهر در آن راه نيست ـ بهرهاى نبرده است.
در پايان اين بخش بجاست كه به برخى از نوشتارهاى ديگرى از أو ـ كه نه فقط ربطى به علوم عقلي وحكمت ندارد ، بلكه گاهى با آن ناسازگار است ، بر روى هم نشانهء سطحى بودن اوست ـ نگاهى بيندازيم ؛ اين آثار از اوست :
١ ـ شرح وتفصيل نظامهاى سياسي ١٥٨ دولتشهر يوناني ؛ ٢ ـ مجموعه قوانين بيگانگان ؛ ٣ ـ ادعاهاى ارضى دولتها ؛ ٤ ـ لغتنامه حقوقى ؛ ٥ ـ فهرست أسامي برندگان مسابقات ورزشى پوتوئى ؛ ٦ ـ شرح مسابقات ورزشى! ؛ ٧ ـ متن انتقادى حماسهء ايلياد براي إسكندر (كه گويا براي تشويق أو ودادن روح حماسى براي جنگ با إيران بوده است) ؛ ٨ ـ برندگان مسابقات ورزشى المپى! ؛ ٩ ـ رساله دربارهء نحوه به روى صحنه آوردن نمايشنامهها ؛ ١٠ ـ دربارهء تراژدى ؛ ١١ ـ شعر ؛ ١٢ ـ دربارهء شاعران كمدىپرداز وخندهناك! ؛ ١٣ ـ دشواريهاى آثار همرو ايسيود ؛ ١٤ ـ دربارهء لباس نمايشگران تئاتر! (١)
در اينجا بايد اين نكته را اضافه كنيم كه أرسطو از ديد يك نقادى همان است كه ديديم ، ولى خود أو وكاركردش هرچه بود وبا وجودي كه راهزن حكمت حقيقي گرديد وقرنها دانش وحكمت را در تاريكى نگهداشت ، ولى مانند بسيارى از رويدادهاى جهان سود وبركت وفايده نيز بهمراه داشت. يكى از آثار وبركات آن ، اين بود كه توانست با همان مايه وسرمايه اندك ونارساى خود ، انديشههاى نوابغى همچون ابن سينا وفارابى وخواجة نصير الدين طوسي وهزاران فيلسوف بزرگ إيراني وغير إيراني ، مسلمان وغير مسلمان را بكار بيندازد.
اگر أرسطو در زمان اينان زنده مىشد ، بسا نوشتهها ومطالب آنها را نمىفهميد.
__________________
(١) متفكران يوناني ، گمپرتس ، ص ١٢٥٥ ـ ١٢٥٦.
