مرتبهاى بوده است.
وى را بايد يكى از سرآمدان حكمت دانست ، زيرا كه درس انباذقلس وارخيلاوس وذيوجانس آپولونى را درك كرده وبسيارى از حكماى ديگر را نيز باحتمال قوى ديده ، وآنچنان كه معروف است بنزد انكساغوراس هم رفته وشايد نزد وى درس خوانده باشد.
برخى نوشتهاند كه وى آتن را هرگز ترك نكرده است ولى هيچ دليلي معتبر بر آن ، موجود نيست ، بلكه بر عكس ، در آن زمان سفر وسياحت ، يك سنّت رايج بوده وحكيمان ودانشجويان وحتى سربازان وجنگجويان آتني هم به ماندن در آتن قناعت نمىكردند وگاهى به تمام جزاير وسواحل مديترانه سر مىزدند ، وسفر بزرگانى مانند فيثاغورس وتالس به إيران وهندوستان وبابل مشهور است ودر تواريخ آمده است.
سقراط در أوضاع وأحوالي زندگى مىكرد كه پيش از اين در فصل سوفسطائيان ديديم. محيطى باقىمانده از دوران فضاى باز سياسي زمان پريكلس ، با عدهاى اشراف ثروتمند ودر كمين قدرت ، واكثريتى از جوانان سرگردان ، وجمعى كجراهان حكمت ، به نام سوفسطائى (سوفيست) ، كه با علم وأدب خود تجارت وسوداگرى مىكردند وذهن جوانان را شستشو مىدادند. عدهاى روحاني نما مردم را به شرك وپرستش خدايان اساطيرى سنتي اشعار همر وهزيدوس مىخواندند واز توحيد وپاكدينى مىرماندند ، اخلاق مردم به فساد گراييده وفحشا وهمجنسبازى رواج يافته بود ، اقويا ضعفا را استثمار مىكردند وبه نام حكومت مردم (دموكراسى) وحفظ آزادى پايههاى حكومت استبدادي اشرافى را (كه به نام اريستوكراسى واليگارشى معروف شده است) پى مىريختند.
سقراط مانند هر پيامبر وحكيم وفرزانه ، در اين هنگامه فزونطلبيهاى
