سوفسطائيان
با نفوذ فرهنگ وآداب شرقي ، مخصوصا إيراني ، به سواحل مديترانه وسرزمينى كه امروز يونان ناميده مىشود ، همانگونه كه گذشت ، بيشتر بر اثر تسلط سياسي ونظامى إيران در آن مناطق ، ويا برخى جنگهاى في ما بين ، ويا روابط تجارى ، وهمچنين بسبب حركتهاى يونانىنژادان به سراسر مناطق مستعمرات إيراني ، در آن نواحي ، نوعي تعارض فرهنگى (ميان فرهنگ پارسى وهلنيك) بوجود آمده بود كه بسبب غلبهء فرهنگ إيراني ، جاهليت يونان قديم (هلنيك) خودنمايى چندانى نمىكرده ، ولى در نهاد هر يوناني ريشه داشته است.
نفوذ معنوي عقائد اساطيرى شركآميز قديم يوناني سبب مىشد كه اگرچه دين توحيدي وحكمت وعلوم رياضى وطبيعي ونجوم نيز همراه فرهنگ وآداب زندگى شرقي وتا اندازهاى اشرافيت إيراني ، به آن مناطق سفر كند وفلاسفهاى در آنجا بساط تدريس وتربيت بگسترانند (كه با نام آنها آشنا شدهايم) ؛ امّا اين فلسفه توحيدي اشراقي در شهر آتن با زمينهء اعتقادي وفرهنگ پيشين آنها چندان سازگار نيفتد ، وديديم كه در واقع يونان ، اعتقاد توحيدي را از خود راند تا آنجا كه به تبعيد يا فرار
