عناصر را پذيرا بود. (١) برخى أو را فيثاغورى دانستهاند ، ولى همانگونه كه خوانندگان با روش ما آشنا شدهاند ، تمام حكماى إلهي بعد از فيثاغورس را تابع مكتب أو مىدانيم وآنها را حكماى اشراقي مىشناسيم واين حكيم پيامبرگونه نيز از اين قاعده مستثنا نبوده است.
وى دربارهء اين جهان مىگفت كه جهان ، ساخته از عنصر واحد نيست ، بلكه تركيبي از أربعة است كه در طبيعت وجود دارند. اين عناصر با هم تركيب وجمع مىشوند وسبب جمع وتركيب آنها مهر وعشق وجاذبهء ميان آنهاست ؛ يا از هم جدا وتجزيه مىشوند وسبب آن كين ونفرت ودافعه مىباشد. وجاذبه ودافعه يا مهر وكين ، عامل تشكيل أجسام وبقا يا فناى آنهاست ، وجهان ساخته مهر وكين است.
در ميان حكماى مسلمان ، اين نظريه به نام نظريهء «اتفاق وصدفه» (يعنى تصادف) معروف است. به وى نسبت داده مىشد كه وى در تركيب أجسام از عناصر عاملي ـ درونى يا بيرونى ـ را سبب نمىدانسته است. فلاسفه مسلمان (٢) در كتب خود به دلايل قائلين به صدفه واتفاق پرداخته وآن را پاسخ گفتهاند.
ملا صدرا در مبحث «غايات» وردّ «بخت واتفاق» كتاب أسفار أربعة به اين نظريه پرداخته ومىگويد :
أمّا إنباذقلس فزعم أنّ تكوّن الأجرام الأسطقسيّة بالاتفاق ، فما اتفق أن كانت هيئة اجتماعية على وجه يصلح للبقاء والنسل بقي ، وما اتفق أن لم يكن كذلك لم يبق .... (٣)
__________________
(١) تاريخ الفلسفة اليونانية ، دكتر مرحبا ، صص ١١١ و ١١٢.
(٢) از جمله در كتب ملا صدرا ر. ك به : شرح هدايه ، ص ٢٤٢ ، چاپ سنگى ؛ الأسفار الأربعة ، ج ١ ، ص ٢١٠ ؛ ج ٢ ، ص ٢٥٤ ؛ وج ٥ ، ص ٢٣٩.
(٣) الأسفار الأربعة ، ج ٢ ، ص ٢٥٤.
