استاد عبد الحسين حائرى مى باشم كه در طىّ ٢ سال هماره با روى باز پذيرايم بودند ودر رفع شمارى از كاستيها وابهامها راهنما. حلاوت مصاحبت با استاد ونكته هاى علمى ولطائف روحى كه در اين فرخنده ايّام نصيبم شد ، خود داستانى است مفصّل كه در اين مختصر نمى گنجد.
شيفتگى وعطش زائد الوصف استاد نسبت به كشف حقايق علمى ، در كنار تواضع وطهارت باطنى ، بى هيچ ترديدى آدمى را از اين جهت به ياد بزرگانى چون بيرونى وبوعلى مى اندازد كه تا آخرين لحظات حيات پربار خويش در جستجوى حقايق علمى بودند وانبساط وبهجت روحى حاصل از دانش اندوزى را بر تمامى لذّات مادّى ترجيح مى دادند. عمرش دراز باد.
بحث درباره لمعات عرشيه را كه در اين مدّت در خلوت وجلوت بدان مأنوس ومألوف بودم به مقدّمه وامى گذارم وبا سپاس از تمامى دلاويزانى كه در فعليت بخشى اين اثر سهيم بوده اند ، سخن خويش را پايان مى بخشم كه سپاس وتقدير از آفريده عين سپاس از آفريدگار است.
نيز از مخاطبان خردمند ونكته سنج خواهانم كه كاستيها را كريمانه يادآور شوند. چه خود به خوبى واقفند كه تصحيح چنين متونى ، بر اساس نسخه منحصر ، مغلوط وناخوانا كار ساده اى نبوده ولغزشهايى را به همراه خواهد داشت. به اميد آنكه در آينده نزديك نسخه اى ديگر از اين اثر گرانسنگ يافت شود ونادرستيها اصلاح گردد.
|
|
نيازمند رحمت پروردگار غنىّ على اوجبى تهران / اسفند ماه سال ١٣٨٠ خورشيدى مصادف با عيد غدير خم |
