پيشگفتار
مدّتى اين مثنوى تأخير شد
هنگامى كه به تصحيح وبازخوانى كتاب جذوات ميرداماد اشتغال داشتم ، به پيشنهاد دوستى با متنى فلسفى كه صبغه اى اشراقى داشت ـ يعنى اللمعات العرشية ـ اثر سخته وپخته متكلّم وفيلسوف شهير ايرانى ملّا مهدى نراقى آشنا شدم كه به حقّ در نوبه خود از شاهكارهاى كلاسيك فلسفه اسلامى به شمار مى آيد.
بدون بررسى اثر وملاحظه تنها دستنوشت باقى مانده از آن وصرفا بر اساس آشنايى با نثر روان وجذّاب وانس با انديشه هاى نراقى ، تصحيح آن را بر عهده گرفتم. نخست قرار بر اين شد تا در طىّ يك سال تحقيق اثر ياد شده به انجام رسد. امّا با دستيابى به تصوير نسخه خطّى ومنحصر به فرد موجود در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى دريافتم كه به بيراهه رفته ام وتحقيق چنين متنى بر اساس نسخه اى كه قرائت آن از ديد بسيارى از اساتيد فنّ نيز كارى بس دشوار وگاه غير ممكن مى نمايد ، به اين زوديها به فعليت نخواهد رسيد.
ولى اينك بسيار خرسندم كه به لطف إلهى ، على رغم بضاعت علمى اندك ، اين كتاب در اختيار حكمت پژوهان قرار گرفت. عمده اين توفيق را مرهون عنايتهاى
