آنگاه ابو حاتم فصلى را به نجوم ورصد ستارگان اختصاص مى دهد وگفتار پسر زكريا را مورد نقض وجرح قرار مى دهد انسان به طبع وبه مقتضاى غريزه اين علوم را نياموخته است بلكه آموختن آنها به وحى وبه تعليم امام است ومعلم راستين كسى جز پيغمبر يا امام نيست. در اين فصل ابو حاتم به پاره اى از اطلاعات نجومى وعلمى زمان خود اشاره مى كند كه از لحاظ تاريخ علوم شايسته توجه است وبالاخره در آخرين فصل از كتاب خود در صدد اثبات اين امر است كه اصل ومبدأ هرگونه دانش ومعرفتى ، حكيم اوّل يعنى خداوند است وبازگشت همه چيز به سوى اوست وبه اين ترتيب با بازگرداندن همه چيز به مبدأ اوّل كتاب را به پايان مى برد.
* * *
آنچه در كتاب اعلام النبوة بسيار اهميت دارد ، عمق ودقت نظر ابو حاتم ووسعت اطلاعات او واحاطه او بر همه معارف زمان خويش است ، به طورى كه در فصل عقاقير ، مانند يك طبيب در فصل معجزات پيغمبر مانند يك عالم بزرگ اسلامى ، در بحث از تورات وانجيل ، مانند يك قديس مسيحى است. معلومات او بسيار مستند ودقيق است چنانكه همه نقل قول هاى او را مى توان در مراجع اسلامى يافت ودر نقل قول جز در برخى موارد امانت را رعايت مى كند.
ابو حاتم در اثبات نظريات خود از دو نوع دليل عقلى ونقلى استفاده مى كند ، دلايل عقلى او بسيار بديهى وروشن است وموجب تصديق خواننده مى گردد ، دلائل نقلى او مأخوذ از كتب آسمانى ، احاديث وقول فلاسفه وبزرگان است.
