السيد الصفائي
الخوانساري.
بسوی غلام خود و گفت بیاور آن دفتر را پس دفتری آورد که در آن ثبت بود مال آن مرد و آن مالی بود بیحساب ، پس امر کرد که رد کردند باو، وامر کرد برای او خلعتی و استری و برگرداند او را بسوی اهلش معزز و مکرم ، پس گفت : أي أبو عبدالله کوتاهی نکردی در نصیحت و تدارک کردی کار مرا بسبب او پس پاره کرد از جانب خود رقعه ای بدون خواهش من و نوشت در آن :
بسم الله الرحمن الرحيم يطلق لأحمد بن محمد بن خالد البرقي عشرة آلاف درهم، وذلك من خراج ضيعته بكاشان .
داده شود برای احمد ابن محمد ده هزار درهم، و این باشد از مالیات مزرعه او بکاشان، یعنی از آن بابت حساب شود ، پس اندکی صبر کرد و گفت : أي أبو عبدالله خداوند ترا پاداش نیک دهد از جانب من بتحقیق که تدارک کردی کار مرا بسبب او و تلافی کردی حال مرا بجهت او ، یعنی اصلاح کردی خرابی کار من را که بجهة ظلم باو پیدا شده بود. پس از جانب خود رفعه دیگر پاره کرد و نوشت در آن :
بسم الله الرحمن الرحيم يطلق لأحمد بن محمد بن خالد البرقي عشرة آلاف درهم، وذلك لا هتدائه الصنيعة (١) والعارفة إلينا ..
حاصل آن ده هزار درهم دیگر باو دهند، چون ما را دلالت کرد بخير و نيکوئي ، أحمد گفت: پس من قصد کردم ببوسم دست او را گفت : أي أبو عبدالله (۲) كار مرا مشوب مکن والله اگر دست مرا بوسیدی پای تو را میبوسم این کم بود در حق او این متمسک است بحبل آل
(١) في المصدر المطبوع : الإهدائه الضيعة والظاهر أنه غلط .
(٢) أنظر : منهاج الصلاح : ٤٤٤ .
![كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار [ ج ٨ ] كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار](/_next/image?url=https%3A%2F%2Flib.rafed.net%2FBooks%2F4550_Kashf-Astar-part08%2Fimages%2Fcover.jpg&w=640&q=75)
