میخواهد
ویکسی نمیدهد، لا جرم سخنی نگفت، پس عمرو عاص گفت که ماهر
یک شعری درشان حضرت شاه ولايت على بن أبي طالب با میگوئیم
هر يک که بهتر گفتیم جامه را او برای خود بر دارد. باین راضی
شدند، پس معاویه ابتداء بکلام نموده گفت :
والناس أرض والوصي سماء یعنی بهترین مردم بعد از احمد که رسول خداست - حیدر است و مردم زمین میباشند و وصی آسمان است یعنی نسبت مردم و مقام مردم با مرتبه مقام وصى مثل نسبت مقام و مرتبه زمین ماست بآسمان .
آنگاه عمرو عاص گفت .
وهو الذي شهد العدو بفضله والفضل ما شهدت به الأعداء یعنی وانحضرت کسی است [که] شهادت میدهد دشمن بفضل و زیادتی او بر دیگران در علم و حلم و شجاعت وغیر اینها، وفضيلت انستکه دشمن بآن شهادت بدهد .
آنگاه یزید گفت :
كمليحة شهدت بها ضراتها والحسن ما تشهد به الضراء
يعنى و او ملیحه ایست یعنی زن صاحب حسنی است که هووهای او شهادت بدهند بحسن او و حسن آن است که شهادت بدهند بأن هووها .
پس معاویه آن جامه را خود برداشت و بهيچيك از ایشان نداد.
وصاحب لوامع الأنوار بعد از نقل این قضیه چنین گفته است: که الحق شعر عمرو عاص از آن دو مدیر عاص وراه زن جمله ناس بهتر است .
وحكى أيضاً قبله من هذا الكتاب بثلاث عناوين حكاية طريفة مليحة
![كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار [ ج ٨ ] كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار](/_next/image?url=https%3A%2F%2Flib.rafed.net%2FBooks%2F4550_Kashf-Astar-part08%2Fimages%2Fcover.jpg&w=640&q=75)
