فندرسكي عليه الرحمة حاصل نمود و دانست که او از علماء عاملين وعرفاء شامخین است.
تا آن که روزی شیخ مرحوم از برای استفاده از محضر ملائك منظر مير داماد وارد میشود می بيند كه مير عليه الرحمة بروى افتاده و حالتی بر او دست داده که نزديك است روح از بدنش مفارقت نمايد، وتلامذه وأصحاب تماماً حیران و سر گردان بر دور آن جناب حلقه ماتم زده اند وصدای ناله وشیون از خانواده وأهالي میر داماد مسامع ساکنین سبع شداد را پر نموده، شیخ مرحوم از دیدن آن کیفیت مضطرب شده از یکی از اصحاب میر سؤال نمود که میر راچه شده است؟ آن شخص عرض کرد که نمیدانم جز این که قبل از انعقاد مجلس سیدی آمد و بر میر سلام نموده ونگاهی از روی تعجب به ایشان نموده و از محضر ومجلس بيرون رفت.
شیخ مرحوم بفر است فهمید که آن سید باید میر فندرسکی باشد، پس از وضع وكيفيت لباس وخلقه بدنيه آن نيكو أساس سؤال نمود آن شخص وضع لباس و هیئت آن سید را از برای شیخ نقل نمود شیخ قاطع شد که ایشان میر فندرسکی بوده اند، پس معجلا راه تخته فولاد را پیش گرفته، در خدمت مرحوم میر فندرسکی شرفیاب شده عرض کرد که بآقا میر محمد باقر چه کرده اید که نزيك است از این نشأه منتقل شود؟ میر فندرسکی مرحوم فرمودند که من شنیده بودم که میر محمد باقر أغلب بیاناتش از غضب بروردگار است، و از رحمت او چیزی عنوان نمی کند، خواستم او را في الجمله از آثار غضب بچشانم تا از این طريقه ووتيره مرتدع شود لذا نظری از روی قهر بر او انداختم و حالتش باین کیفیت شده که دیده شیخ مرحوم استدعای برداشتن نظر قهر را می نماید میر فندرسکی اجابت نموده نظر قهر را از میرداماد برداشته پس آن جناب بحالت
![كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار [ ج ٥ ] كشف الأستار عن وجه الكتب والأسفار](/_next/image?url=https%3A%2F%2Flib.rafed.net%2FBooks%2F4547_Kashf-Astar-part05%2Fimages%2Fcover.jpg&w=640&q=75)
