يكى از جاذبههاى ملل مشرق ، دانش ودانشمندان آن بود. از اين رو ، طلاب ومشتاقان حكمت ونجوم وپزشكى وعلوم ديگر به مصر ـ كه دروازه ملل مشرق بود ـ روى مىآوردند واز آنجا به سوى بابل وإيران وهند سرازير مىشدند. معروفترين كساني كه به اين سفرها روى آوردند ثالس أهل ملطيه وفيثاغورس از اهالى آسياى صغير بود.
* * *
تا اينجا به تاريخچهء زندگى وشخصيت ومكتب فيثاغورس نگاهى سريع انداختيم ، اينك اندكى به سير حكمت اشراقي وإيراني در قلمرو غربى إيران وزندگى ثالس وانباذقلس وذيمقراطيس (كه گفته شده است كه به إيران آمده وبا مغان رابطه داشتهاند) وديگر حكماى يوناني وغير يوناني آن مناطق مىپردازيم.
از قرائن تاريخي بر مىآيد كه از زمان حملهء كورش به غرب ومناطق ساحلى وجزاير مديترانه وبالكان ، رسم بر آن بوده كه ايرانيان علاوة بر سپردن أراضي مفتوحه به يكى از سرداران خود ، مغان وروحانيانى را نيز مأمور ترويج آيين يكتاپرستى ورها ساختن پرستش بتها وخدايان جاهليت مىساختند ؛ واين مغان ـ كه گاهى نام آنان با سرزمين مربوطه همراه مىشده ، ومثلا نام مغان آسياى صغير يا مغان سوريه را در مدارك تاريخي ديديم ـ علاوة بر آموزش دين إلهي (يا بهدينى) ، جوانان را در مدارس دير مانند خود به آموزش حكمت وعلوم هندسه وحساب ونجوم ومانند آن آشنا مىساخته وآنها را براي رفتن به إيران آماده مىنمودهاند.
از اين رو دور نيست كه ثالس وفيثاغورس وحكماى مانند آنها ـ كه برخى در قلمرو حكومت شاهان إيراني (هخامنشيها ومادها) زندگى مىكردند ـ پيش از روانه شدن به مشرق ، در نزد مغان آموزشهايى ديده باشند.
