(كه گويا مهاجرنشين يوناني نيز بوده) رفت ودر آنجا شاگردانى گردآورد ومكتب پارسى را بهمان شيوهء ايرانيان در آنجا بر پا كرد.
اروپاييان دربارهء وى ومكتب أو نوشتهاند كه أساس آن بر اخلاق ونسك وعبادات ورياضات جسمي وروحي بود ؛ هر روز محاسبهء نفس مىكردهاند وانجمنى بودهاند كه در ميان آنان رابطهء برادرى حكمفرمايى مىكرده ومطيع كامل پير وأستاذ بودهاند. همهء شاگردان وپيروان أو جامهء سفيد مىپوشيدند وكفش به پا نمىكردند ، كم غذا وكم سخن وكم خنده بودند ، به خدا سوگند ياد نمىكردند ، وگوشت حيوانات را نمىخوردند وآنها را نمىكشتند ؛ ومعروف است كه به تناسخ عقيدة داشتهاند.
در اين مكتب نوشتن ممنوع بوده وآموزش حضوري وزبانى انجام وسينه به سينه ودست بدست مىگرديده است ، زيرا آموزههاى علمي وديني وفلسفي همه سرى بوده وبايستى از غير وبيگانه پوشيده بماند (١) وگفته شده كه شاگردى را كه رازي از هندسه را فاش ساخته بود در آب غرق نمودند.
مشهورترين نظريهاى كه از فيثاغورس بازمانده ، نظريهء اصالت عدد است ؛ ومىگويند كه عقيدهء وى بر آن بوده است كه بنياد جهان بر عدد است وبتعبيرى ، مبدأ آفرينش اين جهان عدد مىباشد. سهروردى در اين باره اين گونه مىگويد :
وبين العقول وهيئاتها النورانية اللاهوتيّة نسب عددية ، كما قال الحكيم الفاضل فيثاغورس المتألّه : إنّ مبادئ الموجودات العدد» ؛ ولا يعني به أن العدد أمر قائم بذاته فعال ، بل يعني أن في الملكوت ذوات نورانيّة قائمة لا في جهات هي إنّيات قدسيّة فعّالة ، لا تزيد وحداتها على ذواتها ، هي أبسط ما
__________________
(١) مىگويند فيلولاوس يا هيباسوس يكى از شاگردان آنجا زير فشار فقر ونياز كتابي نوشت وآن را در برابر قروض خود به حاكم سيراكوس ، به وى داد ، واز آن روز از دستگاه فيثاغورس رانده شد. (تاريخ الفلسفة اليونانية ، محمد مرحبا ، ص ٦٤).
