ـ كه بحكم يك سنت ديرينه از تخمه خدايان وجانشين آنان شمرده مىشدند وطبقات ديگر جز آنها ديگر حق شاهى نداشتند ـ بالاترين قدرت سياسي واجتماعي شمرده شوند.
اين اقتدار بحسب قرب وبعد آنان از بهدينى وديانت راستين گاهى در صحنهء سياست حادثه مىآفريد ؛ مثلا در واقعهء قيام «گئومات مغ» ـ كه بروايت هرودوت چون نام أو سمرديس (١) وهمنام با فرزند كورش (برادر كمبوجيه) بود وكمبوجيه پيش از حمله به مصر برادر خود (برديا) را كشته وسپس به آنجا حمله نموده بود وكسى جز مغان از كشتن وى خبر نداشتند ، از اين رو در نبود كمبوجيه ، اين مغ به نام برادر كمبوجيه ، برديا بر تخت سلطنت نشست وأو را از سلطنت خلع نمود ـ به نظر مىرسد كه اين قيام (يا باصطلاح كودتا) نوعي اصلاح ديني وبددينى (٢) عدالتخواهانه به سود مردم ودر برابر ستمكارى وبىرحميهاى كمبوجيه بوده است وطبعا گروهى بسيار از مغان ـ وشايد همهء آنان ـ با اين كار موافق بودهاند.
شايد از اين روست كه در تواريخ نوشتهاند كه گئومات : «هفت ماه با آرامش سلطنت كرد ودر اين مدت نيكيهاى بسيار به تبعهء خود نمود چنانكه پس از فوت أو تمام مردمان آسيا ـ باستثناى پارسيها ـ از اين قضية متأسف بودند ...» (٣) ونيز بهمين سبب ، پس از پيروزى داريوش ويارانش بر اين مغ ، به كشتن مغان ديگر دستيازيد وجشنى معروف به نام «مغ كشى» بر پا كرد.
__________________
(١) كلمهء سمرديس يوناني شده «برديا» ست. همان ، ص ٣٤٥.
(٢) گيمن (ص ١٠١ ، زردتشت وجهان غرب) مىگويد : داريوش پس از مرگ گوماتا (گئومات) معابدى را كه خدايان ديگر در آن عبادت مىشدند وگئومات خراب كرده بود بازسازى كرد واين نشانهء مبارزه مغان با كژدينى وشرك بوده است.
(٣) تاريخ إيران باستان ، حسن پيرنيا ، كتاب دوم ، ج ٢ ، ص ٥٢٠.
