اين پادشاهان ودستگاه وارتش پرشكوهشان تأثير بيشترى مىبخشيد ؛ بلكه إيران دست كم از قرن ششم پيش از ميلاد همواره براي سرزمينهاى غربى آسياى صغير ـ كه يونان جزء كوچكى از آن شمرده مىشد ـ شناخته شده ، بلكه كعبه آرزوهاى طلاب وتجار وحتى رزمندگان يوناني بود تا با خدمت در ارتش إيران به ثروت وجاه وجلال برسند.
همين محقق مىگويد :
رفت وآمد سياحان يونان وقبول خدمت برخى از يونانيان در دربار هخامنشى ، مانند دموكدس (پزشك داريوش اوّل) وكتزياس (پزشك اردشير دوم) وپناه آوردن بزرگان يونان ، مانند تميستوكلس ـ سردار مشهور ـ به دربار إيران ، در زمان اردشير دراز دست ، واستخدام رزمآوران يوناني توسط شاهان وسفرهاى جنگى ، نظير مسافرت سيزده هزار تن يوناني در سال ٤٠١ ق. م ـ كه بكمك كورش دوم آمده بودند وپس از قتل أو ، به رياست گزنفون ، بازگشتند ؛ ووجود مورخانى از قبيل هرودوتس ، توكيديدس ، گزنفون ، دينون ، پوليپوس ، ديودورس ، پلوتارخس وغيره ـ كه إيران را به همميهنان خود شناساندند ... موجب تكميل روابط گرديد به طورى كه بسيارى از آداب ورسوم إيران در يونان نفوذ كرد. (١)
از جمله حكمت مغان در فلسفهء فيثاغورس ، مقتبس از حكمت «مزديسنا» است. (٢) أفلاطون وأرسطو نيز از فلسفهء مغان استفاده كردهاند چنانكه «مثل» أفلاطون فروهرهاى آيين «مزديسنا» را به خاطر مىآورد.
__________________
(١) إسكندر لباس شاهان إيراني را مىپوشيد وسرداران أو نيز آداب إيراني داشتند.
(٢)Porphyrius Vhita Pytagorae ٢١ ٤١.
