ارسطويى خبري نيست.
از اين رو است كه پيش از بررسى اين مكاتب رايج در اين مقطع تاريخي ، بايستى به أوضاع وأحوال فرهنگى وجامعه شناختى آن دوران نظري نو مىانداختيم ، ودامن تحقيق را از گرد توطئهء مورخان مغرض يا بىاطلاع قرون أخير اروپا مىزدوديم ، وعينك اروپا محورى وقارهپرستى را از چشم خود برمىداشتيم.
اينك به سير حكمت در منطقهء غربى آسياى صغير ، ونخست به مكتب اپيكوريان مىپردازيم.
اپيكوريان
مكتب أبيقوريه (يا اپيكوريان) منسوب است به حكيمى به نام ابيقور (اپيكوروس :Epicuros) كه در حدود سال ٣٤١ ق. م ـ همزمان با تولد زينون ـ در ساموس متولد شد. از نوجوانى به حكمت علاقهمند گرديد ونزد يكى از شاگردان أفلاطون (همفيلس) آموزش را آغاز كرد سپس هيجدهساله بود كه به آتن رفت ودر ٣٢ سالگى وبرسم وشيوهء افلاطونيان ، باغي فرآهم كرد وتمام أواخر عمر خود را در آن درس مىگفت وبا شاگردانش در همان باغ كار وكشاورزى وزندگى مىكرد.
اپيكور به فلسفهء ذيمقراطيس هم مايل بود ونزد فئوسيفانوس شاگرد وى درس خوانده بود. وى مادهء اوليهء جهان را همان ذرات بسيط مىدانست ، ولى حركات آنها را نه جبري وقهري كه ناشى از روحي صاحب اراده مىپنداشت وآنها را به حروف تشبيه مىكرد. روح را نيز داراى أتم مىانگاشت.
بيشترين شهرت اين حكيم در اعتقاد مفرط أو به لذت است وآن را با فضيلت وسعادت ـ كه موضوع روز مكاتب فلاسفهء آن زمان بود ـ يكى مىدانست. ولى ـ بر خلاف
