را از مصريان آموختهاند. ائودموس (Eudemos) دربارهء طالس ، وايزوكرات (Lsocrate) دربارهء فيثاغورس اين نكته را بصراحت گفتهاند. ذيمقراطيس (Democritus) دانش بسيار وجامع داشت ؛ معاصرانش گفتهاند كه أو به هند وساير نقاط عالم سفر واين همه كمالات را از آنجاها كسب كرده است (١).
اين مؤرخ سرگردان پس از آن انكار نخستين ، واقرار واعتراف أخير ، چنين مىنويسد :
مسجّل شده كه فلسفهء يونان در نقاط شرقي اين سرزمين ، در سواحل آسياى صغير يا مهاجرنشينهايى در ناحيهء يونيا (ايونىlnoia) ، داير شده بود نشأت يافته ... (...) گهوارهء فلسفه ، شهر ملطيه (Malt) بوده (...) هنگامى كه ايرانيان به يونان هجوم آوردند جولانگاه فلسفه تغيير يافته وبه جانب مغرب نقل مكان كرد ودر نواحي جنوب ايتاليا ، وصقليه (سيسيل) ... جايگزين شد.
فيثاغورس از كروتون (ايتاليا) وكسينوفانوس از الئا (Elee) وانباذقلس (Empedoclus) از صقليه برخاستهاند ...
وى همچنين يادآور مىشود كه لئوسيب (Leucippus) ـ بنيانگذار مكتب اتميسم ـ از ملطيه ، وانكساغورس (Anaxagoras) از كلازومن بودند. ديوجانس (...) از مردم آپولونيا (جزيره كرت) برخاسته وذيمقراطيس از تركيه ، وحتى أرسطو از مقدونيه بوده است. وسپس در جاى ديگر مىگويد :
__________________
(١) حكمت يونان ، شارل ورنر ، صص ٥ و ٦ (فارسي).
