نيز هست كه نمىدانيم آن بىاعتمادى به دانش ومايهء أو در فلسفه وعلوم بوده است ، يا به صفا وتهذيب باطن ، كه در آن مدرسه شرط نخستين رهبرى وارشاد وتعليم بوده ، ويا به خط مشى أو ، ويا مسائلي ديگر.
بعضي دوران شاگردى أرسطو را فقط ٨ سال گفتهاند ، (١) كه در اين صورت مىتوان دست نيافتن أرسطو را به عمق حكمت مشرقى أفلاطون وسقراط بهتر توجيه كرد.
در هر صورت ، أرسطو پس از مرگ أفلاطون از آتن بيرون آمد وبا همراهى دوست خود كزنوكرات (Xenocrate) نخست به شهر ترواده وآسوس رفت ودر آنجا با هرمياس (Hermias) ـ معلم سابق آكادمى كه حاكم آسوس شده بود (٢) ـ آشنا ونزديك شد وگويا در آنجا مدرسهاى بطرز آكادمى براي آموزش فلسفه وعلوم برپا بوده كه أرسطو مدتي ـ نزديك به سه سال ـ در آنجا به آموزش پرداخته وبرخى نوشتههاى قديم أو از آنجا بوده است ؛ ونيز در سواحل آنجا تجربههايى بسيار در شناسايى جانوران آبى به چنگ آورده است. (٣)
امّا هرمياس بوسيلهء مردم دستگير وبجرم جاسوسى ومزدورى پادشاه إيران (اردشير سوم) وخيانت به وطن كشته شد. أرسطو با خواهر زاده هرمياس زناشويى نموده واز آنجا بيرون آمده وبه شهري به نام مىتيلنا رفته است.
در سال ٣٤٣ ق. م پادشاه مقدونيه به نام فيليپوس (فيليپ) وپدر إسكندر از أرسطو خواست كه بنزد وى برود وفرزند سيزدهساله أو را براي حكومت تربيت كند. وى چهل ويك سأله بود كه به مقدونيه رفت وتا عزيمت إسكندر به آسيا در آنجا ماند. فيليپ حاكمى قدرت طلب بود وآرزوى جهانگشائى بشيوهء شاهان إيراني را داشت. از اين رو از
__________________
(١) تاريخ فلسفه ، ويل دورانت ، ص ٤٩.
(٢) أرسطو ، ژان برن ، ص ٦.
(٣) همان.
