موجب مضرت وزحمت ايشان باشد پيشتر اعلام مى فرموده ، واز آن تحذير مى نموده ، صاحب كشف الغمة في مناقب الأئمه در كتاب خود روايت كرده كه على بن يقطين از مقربان ونزديكان هارون الرشيد بوده ودر باطن از شيعه ومحبان امام موسى عليهالسلام ، وپيوسته در پوشيده مكاتبات بدان حضرت نمودى وخمس مال خود فرستادى وهر طرفه وتبركى كه او را حاصل شدى جهت حضرت امام روانه مدينه گردانيدى. نوبتى هارون الرشيد ، على بن يقطين را خلعتهاى فاخر عطا فرمود از آن جمله فوطه از خرشكى كه تمامى آن را به طلا بافته بودند وآن فوطه خاصه خلفا بود وكسى ديگر را از آن جنس نمى بود ودر ميان خلعتها ، به على بن يقطين شفقت كرد. على بن يقطين آن فوطه را با تبركات نفيسه جهت حضرت امام عليهالسلام روانه گردانيد به مدينه. چون تبركهاى او نزد حضرت امام رسيد همه را قبول فرمود وآن فوطه را باز فرستاد وبدو نوشت كه اين فوطه را نيكو محافظت كن كه او را بعد از اين شأنى وحكايتى خواهد بود.
بعد از زماني على بن يقطين غلامي را ادب كرد. واو رنجيده شد وپيش مقربان هارون الرشيد رفت وبا ايشان گفت : على بن يقطين از شيعه امام موسى است وخمس مال خود هر سال به جهت او مى فرستد واز جمله فوطه كه خليفه بدو داده واو او را بدان كرامت مخصوص ساخته جهت امام موسى فرستاده است. مقربان اين حالت را پيش هارون الرشيد ظاهر كردند. [او] گفت : اگر فوطه فرستاده درست است كه او شيعه امام موسى است. في الحال على بن يقطين را حاضر كرد وگفت : آن فوطه كه به تو دادم آن را كجا بردي؟ گفت : آن را در عبير گرفته ام ودر صندوق نهاده وهر صباح مى گشايم وآن را بر چشم وسر مى مالم وبدان تبرك مى جويم وديگر بار به جاى خود مى نهم. فرمود : آن را حاضر گردان. در ساعت با كسى گفت برو به خانه وفلان صندوق بردار وبياور. آن شخص برفت وآن صندوق را حاضر گردانيد. چون بگشود آن فوطه را ديد در غايت تعظيم در عطرى عبير گرفته ، هارون را خوش آمد
![إحقاق الحقّ وإزهاق الباطل [ ج ٢٨ ] إحقاق الحقّ وإزهاق الباطل](/_next/image?url=https%3A%2F%2Flib.rafed.net%2FBooks%2F2796_ihqaq-alhaq-28%2Fimages%2Fcover.jpg&w=640&q=75)
