🚘

ميراث محدّث اُرمَوى

سيّد جعفر اشكورى

ميراث محدّث اُرمَوى

المؤلف:

سيّد جعفر اشكورى


المحقق: سيّد احمد اشكورى ـ سيّد صادق اشكورى ـ سيّد جعفر اشكورى
الموضوع : دليل المؤلفات
الناشر: دار الحديث للطباعة والنشر
المطبعة: دار الحديث
ISBN: 964-493-212-9
🚘 نسخة غير مصححة

١
٢

٣
٤

سخنى با خواننده

دول طول تاريخ حديث شيعه ، بزرگانى ، امانتدارى حديث را بر عهده داشته‌اند. در دوره‌اى ، راويان واصحاب معصومان ، احاديث را شنيدند وبه امانت براى ديگران نقل كردند. در دوره‌اى ديگر ، محدّثان بزرگوارى احاديث را در كتب خود ، جمع وتبويب كردند ودر دوره‌اى نيز شارحان ، به شرح وبسط معانى احاديث پرداختند.

در چند قرن اخير ، با توجه به فاصله زمانى بسيارى كه بين ما وراويان ومحدّثان گذشته حائل شده ، ضرورت بازيابى واحياى ميراث حديثي گذشته ، پيش از پيش احساس مى‌شود.

علّامه مجلسى در اولين گام از اين دست ، به پى جويى كتب حديث ، اقدام كرد ومتون يافت شده را تكثير كرد ونشر داد. پس از او نيز اين كار ، پى‌گرفته شد.

در دوره معاصر ، محقّقان بزرگوارى كوشش خود را بر اين امر ، استوار كردند. آنها خود را ميراث‌دار گذشتگان محدّث شيعه دانستند وكوشيدند اين ميراث را گرد آورند وبه نيكى به پسينيان خود برسانند. آنها عمر خود را در خدمت به اين ميراث بزرگ معنوى صرف كردند وبدين گونه توان علمى خود را فداى خدمتى كم نام ونشان كردند ؛ از تأليف‌هاى مستقل ونام‌آورى دست شستند وبه احياى تأليفات ديگران پرداختند.

سيد جلال الدين محدّث اُرمَوى از اين گونه مردان پژوهشگر وفداكارى بود كه ميراث بزرگ معنوى ومادّى گذشتگان را گردآورد ودر حدّ توان ، آنها را احيا كرد.

كتاب‌خانه آن بزرگ مرد پُر از نسخه‌هاى نفيس خطّى از كتاب‌هاى معروف دينى بود. در عصرى كه بيگانگان چشم به غارت اين سرمايه‌هاى دينى وملّى ما دوخته بودند وتمام اهتمام خويش را در خريدارى وگردآورى آنها وانتقال اين سرمايه‌ها به كتابخانه‌هاى خارج به كار مى‌بستند ، محدّث اُرمَوى ، نهايت توان خود را در حفظ اصلى‌ترين نسخه‌ها به كار گرفت.

محدّث اُرمَوى با تخصّصى كه در شناخت منابع وارزش‌گذارى نسخه‌هاى خطّى داشت ، با دقت ، كتاب‌هايى با خط مؤلفان ويا نسخه‌هاى قديمى ومنحصر به فرد ويا نسخه‌هايى همراه با اجازات را انتخاب مى‌كرد وبا بضاعت اندك خويش آنها را خريدارى مى‌نمود.

محدّث ، در كنار اين گنجينه عظيم از منابع نفيس ، ٤٥ اثر نيز از خود به يادگار گذاشت كه غالب

٥

آنها تصحيح وتحقيق آثار پيشينيان است. از اين ميان ، نيمى از آثار ، در حوزه حديث وعلوم مرتبط است. پژوهشكده علوم ومعارف حديث (وابسته به مؤسسه علمي ـ فرهنگى دار الحديث) ، به جهت تلاش‌هاى بى‌دريغ اين محقق سختكوش وخدمات وى به حديث ومحدّثان ، بر آن شد كه به پاس اين خدمات ، ذكر جميلى از او عرضه كند.

محدّث ارموى ـ به گفته فرزندش ـ به دعاى ندبه عشق فراوانى داشت واز آغاز جوانى خود به آن دعا اهتمام مى‌نمود واز چند تن از استادان خود خواسته بود كه آن را شرح نمايند كه آنان نيز اجابت كرده بودند. (١) با توجه به اين نكته ، ما نيز محور اين ذكر جميل را رساله‌هاى شرح دعاى ندبه كه در كتاب‌خانه ايشان موجود بود ، قرار داديم ومجموعه حاضر را فراهم آورديم.

اين مجموعه داراى بخش‌هاى زير است :

مقدمه ، زندگى‌نامه مختصر محدّث اُرموى ، معرفى آثار ايشان وگزارشى از كتاب‌خانه آن مرحوم ونسخه‌هاى نفيس آن كتاب‌خانه را در بر دارد. اين بخش ، توسط فاضل محترم آقاى مرتضى وفايى وحجة الاسلام سيد جعفر اشكورى فراهم آمده است.

بخش بعدى ، رساله وسيلة القربة في شرح دعاء الندبة تأليف شيخ على رضا خاكمردانى خويى است كه به درخواست مرحوم محدث ارموى تأليف شده است. متن اين رساله توسط محقّق توانا حجة الإسلام والمسلمين سيّد احمد اشكورى تحقيق شده است.

بخش بعدى ، (ترجمه رساله پيش گفته وسيلة القربة في شرح دعاء الندبة) است كه توسط مرحوم محدّث اُرموى انجام شده وتنها نيمى از رساله را در بر گرفته است. تحقيق اين رساله را حجة الإسلام سيد جعفر اشكورى بر عهده داشته است.

بخش پايانى كتاب ، رساله كشف غطاء الكربة عن وجه دعاء الندبة ، شرحى ناتمام بر دعاى ندبه است كه مرحوم محدّث اُرومى در طول ساليان دراز ، آن را تأليف كرده است. تحقيق اين رساله را حجة الإسلام سيد صادق اشكورى به انجام رسانده است.

ضمن تقدير از همه عزيزانى كه در تهيه اين يادنامه همكارى داشته‌انه ، بر خود ، لازم مى‌دانيم كه از زحمات محقّق كوشا جناب حجة الإسلام سيد جعفر حسينى اشكورى ـ كه اين مجموعه با اهتمام وپى‌گيرى‌هاى ايشان فراهم آمد ـ ، كمال تشكر وقدردانى را بنماييم.

محمّد كاظم رحمان ستايش

معاون پژوهشى وآموزشى

پژوهشكده علوم ومعارف حديث

__________________

١. آينه پژوهش شماره ٨٠ ، ص ١٦ به نقل از تعليقات نقض.

٦

مقدمه

زندگى‌نامه مرحوم دكتر سيد جلال الدين محدّث اُرمَوى

وى در رمضان ١٣٢٣ قمرى ودوم قوس ١٢٨٣ شمسى در شهر اروميه ديده به جهان گشود. تحصيلات مقدماتى را در زادگاهش فراگرفت. پدرش اهل علم نبود ، ولى بى‌گمان تشويق‌هاى فراوان پدربزرگش در علاقه او به آموختن مؤثر بود. پس از فراگيرى ادبيات فارسى ، به آموختن ادبيات عرب (صرف ، نحو ، معنى وعروض) پرداخت ، فقه واصول ومنطق وحديث ورجال را نيز سال‌ها در محضر اساتيدى چون شيخ على ولديانى خويى آموخت ، سپس براى تكميل دروس خود راهى حوزه مشهد مقدس شد وچهار سال از آن حوزه بهره گرفت. پس از قتل عام مسجد گوهرشاد وگلوله باران حرم مطهر حضرت رضا عليه‌السلام در دوران رضاخان به تهران آمد ومصمم بود عازم نجف اشرف گردد. ولى سرانجام در تهران به استخدام وزارت فرهنگ درآمد ودر پى آن به تبريز رفت ودر دبيرستان نظام آنجا به تدريس پرداخت.

در سال ١٣٢٠ ش پس از ورود روس‌ها به آذربايجان ، به تهران بازگشت ، ودر كتاب‌خانه ملى در سمت رئيس بخش مخطوطات به خدمت پرداخت. در همين سال‌ها بود كه با مجالس دينىِ روزهاى جمعه سيد نصرالله تقوى ارتباط يافت وبا وى آشنا شد. بعد توسط سيد نصرالله با علامه محمد قزوينى وسپس با استاد عباس اقبال آشتيانى دوستى يافت. دوستى با اين سه تن چنان مستحكم بود كه وى تا آخر عمر از آن ياد مى‌كرد. محدث ارموى در سال ١٣٢٢ ش با دختر آية الله سيد احمد طالقانى ازدواج كرد.

در سال ١٣٣٥ ش به دعوت مكرر دانشكده معقول ومنقول (الهيات) به تدريس در

٧

آنجا مشغول شد ودر سال ١٣٤٧ بازنشسته شد.

سرانجام سيد جلال الدين ارموى در بامداد شنبه پنجم آبان ماه ١٣٥٨ ش بدرود حيات گفت ودر جوار آرامگاه ابوالفتوح رازى به خاك سپرده شد.

نگاهى به زندگى علمى محدث ارموي

بى شك علاقه وافر محدث ارموى به آموختن وتدريس ونيز آشنايى وارتباط وى با علماى مختلف ، در شكوفايى علمى از نقش بسزايى داشته است.

از جمله اين ارتباط‌ها مى‌توان به اقامت‌هاى مكرر علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى در سفرهاى مختلف خود به تهران در منزل ايشان نام برد كه در اين زمينه مؤثر بوده است.

او در زمينه تحصيل وكسب معارف تلاش وافرى داشت ، به نحوى كه كلاس‌هاى دبيرستان ودانشگاه را با هم گذراندند ودر اكثر آنها حائز رتبه اول گرديد ، ودر سال ١٣٤٢ ش در رشته علوم منقول از دانشكده الهيات تهران مدرك دكترى دريافت كرد.

او عاشق علم بود ودقتش در تصحيح متون چنان بود كه گاه‌ها هفته‌ها بر سر يك مشكل يا لغت تحقيق مى‌كرد ، به طورى كه همه اطرافيانش را خسته مى‌كرد ولى خسته نمى‌شد.

استاد محدث ارموى اجازات علمى متعددى از اساتيد مختلف كسب كرده بود ، از جمله اجازه وى از شيخ آقا بزرگ تهرانى ونيز اجازه‌اى از محمد على معزى دزفولى.

نتيجه عمر پر بركت هفتاد وپنج ساله ايشان تصحيح وتأليف يك سلسله كتاب در زمينه‌هاى مختلف است ، از جمله در موضوعات : تفسير متون حديث ، رجال وتراجم ، اخلاق وعرفان ، تاريخ ، ادبيات و.... (١)

آثار محدث ارموى

از محدث ارموى حدود ٤٥ اثر در زمينه تصحيح وتأليف به يادگار مانده است كه ابتدا فهرست كاملى از آن را نام مى‌بريم ، سپس به معرفى چند اثر از آنها خواهيم پرداخت.

__________________

١. برگرفته از كتاب تعليقات نقض ، ج ١ ، مير جلال الدين حسينى ارموى ، تهران ، انجمن آثار ملى ، ١٣٥٨.

٨

الف. تفسير

١. تصحيح تفسير گازر در ١١ جلد.

٢. تصحيح تفسير شريف لاهيجى (مجلدات اول ودوم).

ب. حديث

١. تصحيح المحاسن ، تأليف احمد بن محمد برقى.

٢. تصحيح شرح فارسى غرر الحكم ودرر الكلم ، تأليف عبد الواحد آمدى وشرح آقا جمال خوانسارى در هفت جلد.

٣. تصحيح شرح فارسى كلمات قصار پيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله.

٤. تصحيح الرسالة العلية في الأحاديث النبوية ، تأليف كمال الدين حسين كاشفى.

٥. تصحيح شرح صد كلمه از امير المؤمنين عليه‌السلام ، تأليف ابن ميثم بخرانى.

٦. تصحيح شرح صد كلمه از امير المؤمنين عليه‌السلام ، تأليف ابن عبد الوهاب.

٧. تصحيح كتاب مطلوب كل طالب من كلام أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه‌السلام ، تأليف رشيد الدين واطواط.

٨. تأليف كتاب كشف الكربة في شرح دعاء الندبة.

٩. تصحيح كتاب الأربعين من الأربعين عن الأربعين تأليف شيخ منتجب الدين رازي.

ج. تاريخ وسيره

١. تصحيح ميزان الملل ، تأليف على بخش ميرزاقاجار.

٢. تصحيح التفضيل ، تأليف ابو الفتوح كراجكى.

٣. تصحيح آثار الوزراء ، تأليف سيف الدين حاجى بن نظام عقيلى.

٤. تصحيح نسائم الأسحار (در تاريخ وزراء) ، تأليف ناصر الدين منشى كرمانى.

٥. تصحيح فردوس ، (در تاريخ شوشتر وبرخى مشاهر آن) ، تأليف علاء الملك مرعشى شوشترى.

٦. تصحيح الغارات ، تأليف ابو اسحاق ابراهيم بن محمد ثقفى كوفى.

٩

د. اخلاق وعرفان

١. تصحيح أسرار الصلاة ، تأليف زين الدين شهيد ثانى ، ترجمه محمد صالح بن محمد صادق واعظ.

٢. تصحيح زاد السالك ، تأليف ملّا محسن فيض كاشانى.

٣. تصحيح نجاتيه ، تأليف شيخ ابو محمد بسطامى.

٤. تصحيح شرح فارسى مصباح الشريعه ومفتاح الحقيقه ، تأليف عبد الرزاق گيلانى.

٥. تصحيح حكمت اسلام ، تأليف محمد صالح قزوينى.

٦. تصحيح شش رساله فارسى از رسائل مولى محمد طاهر قمى.

هـ. رجال وتراجم وانساب

١. تأليف فيض الإله في ترجمه القاضي نور الله.

٢. تصحيح أسماء الرجال ، تدوين رافعى.

٣. اهتمام وطبع رجال ابن داوود.

٤. اهتمام وطبع رجال البرقي.

٥. اهتمام وطبع سه رساله در علم رجال.

٦. تصحيح الفهرست شيخ منتجب الدين رازى.

٧. تصحيح الفصول الفخرية في اُصول البرية ، تأليف جمال الدين احمد بن عنبه.

و. عقايد

١. تصحيح الصوارم المهرقة ، تأليف قاضى نور الله شوشترى.

٢. تصحيح التفضيل ابو الفتح كراجكى.

٣. تصحيح كتاب بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ، عبد الجليل قزوينى رازى.

٤. تأليف مقدمه نقض وتعليقات آن.

٥. تأليف كليد نقض.

١٠

٦. تصحيح نقاوة الإصابة تأليف حاج ميرزا ابو الفضل طهرانى.

٧. تصحيح الاُصول الأصيلة ، تأليف فيض كاشانى.

٨. تصحيح الإيضاح تأليف فضل بن شاذان نيشابورى.

ز. ادبيات وشعر

١. تصحيح ديوان حاج ميرزا ابو الفضل تهرانى با مقدمه‌اى در بيان خدمات ايرانيان به زبان عربى.

٢. تصحيح ديوان قوامى رازى.

٣. تصحيح ديوان سيد فضل الله راوندى كاشانى.

ح. موضوعات گوناگون

١. تصحيح مفتاح التحقيق ، تأليف شيخ على مغرى دزفولى.

٢. تصحيح رساله طينت ، تأليف آقا جمال خوانسارى.

٣. تصحيح رساله نيت ، تأليف آقا جمال خوانسارى.

معرفى اجمالى آثار

١. تفسير گازر (جلاء الأذهان وجلاء الأحزان) ، تأليف : ابو المحاسن حسين بن حسن جرجانى.

اين كتاب يكى از تفسيرهاى مهم وگمنام شيعه بوده ، واحتمالاً در قرن نهم يا دهم تأليف شده است.

مؤلف ، شيعى وامامى مذهب بوده وتفسير خود را موافق اخبار اهل بيت عصمت وطهارت عليهم‌السلام نگاشته است.

انشاى آن بسيار مناسب وعباراتش داراى فصاحت وبلاغت وعارى از زياده گويى بى‌فايده وايجاز مخل است. نويسنده در ضمن شرح آياتْ ، مطالب تاريخى مفيدى بيان نموده است ، وبعضى از قرائات را نيز تذكر داده وگاهى به اشعار عربى وفارسى تمثل جسته است. روش مؤلف چنين بوده كه ابتدا چند آيه از قرآن كريم را بيان كرده وپس از

١١

آن اقدام به ترجمه وتفسير كرده است.

به طور كلى مى‌توان گفت كه اين تفسير برگرفته از تفسير روض الجنان يا تفسير ابو الفتوح رازى است.

اين تفسير در ١١ جلد نگارش يافته ، كه جلد يازدهم دربرگيرنده فهرست‌ها است ، وبيش از چهار هزار صفحه با مقدمه‌اى در معرفى تفسير ومفسر وتكمله‌اى در ١٦٤ صفحه دارد كه اولين بار در سال‌هاى ١٣٣٧ تا ١٣٤١ شمسى چاپ شده است.

٢. تفسير شريف لاهيجى ، تأليف : بهاء الدين محمد شريف لاهيجى (م ١٠٨٦ ق).

اين كتاب ، تفسير كاملى است از قرآن كريم به قلم مفسر جليل شيعى شريف لاهيجى ، از علماى عصر صفوى.

در اين كتاب ، وى تفسير هر آيه را به صورت اجمالى نه به طور تحت اللفظى وبر اساس يك ترجمه مطلوب معنى كرده است. انشاى آن ساده وروان وخالى از تعقيد است وبراى متوسطين به خوبى قابل فهم است. مؤلف بعد از ترجمه آيه به نقل روايات صادره از اهل بيت عصمت وطهارت عليهم‌السلام پرداخته ودر اين امر نيز نهايت دقت وغايت متانت را به كار برده وفقط به كتب معتبر شيعى استناد كرده است. به واسطه تبحرى كه مفسر در علم رجال داشته ، نكات لازم را درباره رجال نيز بيان نموده است.

اين كتاب در سال ١٣٤٠ هجرى قمرى در چهار جلد توسط انتشارات سازمان اوقاف چاپ شده است. جلد اول ودوم آن را همراه با مقدمه‌اى مفصل ومبسوط ، مرحوم دكتر محدث ارموى ، وجلدهاى سوم وچهارم آن را مرحوم دكتر محمد ابراهيم آيتى تصحيح كرده‌اند. مجموع صفحات جلدهاى اول ودوم ومقدمه ١٩٠٠ صفحه است. در سال‌هاى بعد نيز اين كتاب توسط مطبوعاتى علمى تجديد چاپ شد.

٣. المحاسن ، تأليف : ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد برقى.

اين كتاب بعد از كتب اربعه شيعه مهم‌ترين كتاب حديثى به شمار مى‌رود كه بعضى آن را پنجمين كتاب از كتب خمسه شيعه دانسته‌اند. مؤلف آن از دانشمندان مشهور قرن سوم واز اصحاب حضرت جواد وحضرت هادى عليهما‌السلام بوده كه به جلالت ووثاقت وى در اكثر كتب رجالى تصريح شده است.

١٢

كتاب المحاسن شامل چندين رساله به شرح زير است : كتاب الأشكال والقرائن ، كتاب ثواب الأعمال ، كتاب عقاب الأعمال ، كتاب الصفوة والنور والرحمة ، كتاب مصابيح الظلم ، كتاب العلل ، كتاب السفر ، كتاب المآكل ، كتاب الماء ، كتاب المنافع ، كتاب المرافق.

اين كتاب نخستين بار در سال ١٣٣٠ هجرى شمسى در دو جلد در ٧١٢ صفحه به چاپ رسيد وسال‌هاى بعد نيز مكرراً توسط ناشرين مختلف منتشر شده است.

٤. شرح فارسى غرر الحكم ودرر الكلم ، تأليف : عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى.

شرح : از جمال الدين محمد خوانسارى.

اين كتاب مهم شامل ١١٠٥٠ حدحيث از مولاى متقيان حضرت على بن ابى طالب عليه‌السلام است كه توسط عبد الواحد آمدى در قرن پنجم هجرى گردآورى شده است. شروح متعددى بر اين كتاب نوشته شده كه مهم‌ترين آنها شرح آقا جمال خوانسارى از دانشمندان بزرگ عصر صفوى است. اين كتاب به علت اهميتش مورد توجه فراوانى بوده وپس از چاپ نيز با استقبال چشمگيرى روبه‌رو شد.

در خاتمه اين كتاب رساله شرح اخبار طينت از همين شارح چاپ شده است.

چاپ اول اين كتاب در هفت جلد وحدود ٤٠٠٠ صفحه به سال ١٣٤٢ در انتشارات دانشگاه تهران انجام پذيرفت وچاپ پنجم آن در سال‌هاى اخير منتشر شده است.

٥. الرسائلُ العلية في الأحاديث النبوية ، تأليف : كمال الدين حسين كاشفى سبزوارى.

كتابى است كه به زبان فارسى كه حسين بن على كاشفى واعظ ، اهل بيهق ومتوفاى سال ٩١٠ هـ. ق تأليف نموده است. موضوع كتاب حاضر شرح چهل حديث نبوى است كه اكثر اصول عبادات را شامل است وآن را بر هشت اصل مرتب ساخته وهر اصلى را مشتمل بر پنج فصل گردانيده واز آيات وروايات وامثال وحكايات ، أنچه مناسب دانسته در متن آن گنجانده است.

روش مؤلف در اين كتاب بدين صورت است كه ابتدا چهل حديث شريف نبوى را انتخاب وآيات مناسب را متذكر شده ، سپس به شرح پرداخته كه در شرح ، به قلم خود سعى كرده است كه از كلمات بزرگان اعم از نظم ونثر به عربى وفارسى آنچه مناسب مقام بوده در ذيل آن احاديث بياورد.

١٣

اين كتاب اولين بار در سال ١٣٤٤ شمسى در ٥٢٨ صفحه توسط «بنگاه ترجمه ونشر كتاب» چاپ شد ، سپس در سال ١٣٦٣ توسط انتشارات علمى وفرهنگى تجديد چاپ شد.

٦. شرح فارسى كلمات قصار پيغمبر خاتم صلى‌الله‌عليه‌وآله يا شرح شهاب الأخبار ، تأليف : قاضى قضاعى مغربى.

شهاب الأخبار كتابى است كه قاضى قضاعى محدث معروف به سال ٤٥٤ ق تأليف نموده ، وهدف او در اين كار جمع‌آورى كلمات قصار پيامبر خاتم صلى‌الله‌عليه‌وآله بوده است. بر اين كتاب مهم شروحى نوشته شده ، از جمله شرحى از اين كتاب كه در سال ٦٩٠ هجرى قمرى توسط شارحى شيعى اثنا عشرى كه متأسفانه شناخته نشده نوشته شده است. شيوه نثر كتاب در كمال استحكام وسلامت وروانى است.

او نظر نگارش ، اين شرح به كتب حِكَم وامثال واخلاق ومواعظ وآداب شباهت دارد.

شرح شهاب الأخبار در سال ١٣٤٢ شمسى در ٤٠٤ صفحه توسط انتشارات اداره كل اوقاف چاپ ودر سال‌هاى بعد با اضافه كرده فهرست‌هاى لازم توسط انتشارات علمى وفرهنگى تجديد چاپ گرديد.

٧. شرح المئة كلمة لأمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه‌السلام ، اين كتاب شامل سه رساله است كه در شرح صد كلمه از مولاى متقيان حضرت على بن ابى طالب عليه‌السلام نگاشته شده است : اوّل ، شرح صد كلمه از آن حضرت ، به قلم ابن ميثم بحرانى از دانشمندان قرن هفتم. دوم ، شرحى است از عبد الوهاب ، وسوم كه به نام مطلوب كل طالب من كلام أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه‌السلام است ، توسط جاحظ انتخاب شده وشرح آن به دست رشيد وطواط نگارش يافته است.

در شروح اول ودوم كه كلاً عربى است فقط حديث وشرح آن آمده ، اما در مطلوب كل طالب پس از نقل حديث ترجمه آن به فارسى بيان شده ، سپس شرحى به عربى وپس از آن ترجمه همان شرح به فارسى همراه با دو بيت شعر فارسى آمده است.

چاپ اول اين كتاب در سال ١٣٤٩ در ٤١١ صفحه انجام شد. سپس در سال ١٣٥٨ به صورت اُفست وظاهراً بدون اجازه محدث ارموى مجدداً منتشر شد.

١٤

٨. بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ، مشهور به «نقض» ، تأليف : عبد الجليل قزوينى رزى (حدود ٥٦٠ هجرى قمرى).

كتاب نقض يكى از مهمترين متون كلامى شيعه است كه به زبان فارسى نگاشته شده وجوابى است بر كتاب بعض فضائح الروافض كه يكى از علماى اهل سنت بر رد شيعيان نوشته ودر آن اصول وفروع وكرداد آنان را به تمسخر گرفته است.

اين كتاب علاوه بر جنبه دينى وكلامى ، از لحاظ نثر فارشى نيز اهميت دارد وبه جهت شناخت زندگى مردم آن دوران نيز امتياز خاصى دارد ؛ چه در آن تنها مسائل علم كلام مورد بررسى قرار نگرفته ، بلكه بسيارى از امور زندگى مردم آن روزگار منعكس شده است. اين كتاب در حقيقت آينه‌اى است از روش زندگانى وافكار وكردار مردم رى وايران مركزى در سده ششم هجرى.

اهميت كتاب نقض تنها از نظر بازنماياندن يا بازگو كردن بسيارى از عقايد آيين تشيع نيست ، بلكه در ضمن پاسخگويى ورد اتهامات مؤلفِ كتابِ بعض فضائح الروافض ، نام شهرها ومحله‌هاى متعددِ شيعه‌نشينِ ايران در سده‌هاى اول هجرت وروزگاران قديم ونام بسيارى از بقاع متبرك وزيارتگاه‌هاى مربوط به فرزندان ونوادگان معصومين در نقاط مختلف ايران كه در سده ششم هجرى بر پا بوده است ، وهمچنين نام بزرگان ونيكوكاران زيادى كه بنيانگذار اين‌گونه بناهاى دينى وملى بوده‌اند حفظ شده است.

چاپ اول اين كتاب در سال ١٣٣١ انجام شد ، اما به علت اهميت آن ، مرحوم محدث ارموى تا پايان عمر با به دست آوردن نسخه‌هاى خطى ديگر ، كار تصحيح آن را ادامه داد تا در سال ١٣٥٨ چاپ جديد آن همراه با دو جلد تعليقات مفصل منتشر شد.

٩. مقدمه نقض ، تأليف : مرحوم سيد جلال الدين محدث ارموى.

مرحوم محدث به خاطر تعجيلى كه در چاپ كتاب نقض داشت ، چاپ اول آن را بدون مقدمه وفهرست‌ها وتعليقات در سال ١٣٣١ چاپ ومنتشر كرد ، اما مشغول نگارش مقدمه‌اى بر اين كتاب گران‌قدر بود تا توانس اين مقدمه را در سال ١٣٣٥ در ١٦٠ صفحه منتشر كند. خود اين مقدمه را از لحاظ اهميت مى‌توان كتابى مستقل دانست ؛ چه علاه بر مطالب علمى ، شامل تلاش‌ها ومشكلاتى است كه آن مرحوم براى چاپ آن كتاب پر

١٥

ارزش متحمل شده است.

١٠. كليد نقض وتعليقات آن ، محدّث ارموى در چاپ كتاب نقض تعجيل داشت ومتن آن كتاب مهم را بدون مقدمه وفهرست در سال ١٣٣١ منتشر نمود ، پس از چاپ جداگانه مقدمه آن در سال ١٣٣٥ ودر ١٦٠ صفحه أنگاه در سال ١٣٣٦ كتاب حاضر را كه فهرست متن ومقدمه نقض است در ٢٠٦ صفحه به طبع رسانيد.

١١. الإيضاح ، تأليف : فضل بن شاذان نيشابورى.

موضوع اين كتاب مهم در علم كلام بوده وتوسط فضل بن شاذان نيشابورى تدوين شده است. وى از اصحاب حضرت امام جواد وامام على النقى وامام حسن عسكرى عليهم‌السلام بود ودر سال دويست وشصت هجرى در گذشت.

امام حس عسگرى عليه‌السلام درباره او فرموده‌اند :

أغبط أهل خراسان بمكان الفضل بن شاذان وكونه بين أظهرهم. ١

اين كتاب ، حقانيت مذهب جعفرى ودرستى مسلك اثنا عشرى را با دليل وبرهان به اثبات رسانده است.

چاپ اول الإيضاح در سال ١٣٥١ در ٧٢٨ صفحه توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد ، سپس در سال‌هاى بعد بارها تجديد چاپ گرديد.

١٢. الصوارم المهرقة ، تأليف : قاضى نور الله شوشترى.

اين كتاب ، يكى از ممهم‌ترين نوشته‌هاى شهيد قاضى نور الله شوشترى است كه به جرم دفاع از تشيع به شهادت رسيد. ابن حجر هيثمى متوفاى سال ٩٧٣ كتابى در رد شيعه به نام الصواعق المحرقة على أهل الرفض والبدع والزندقة نوشت كه در آن حملات فراوانى به شيعيان نموده بود. قاضى نور الله در كتاب خود به دفاعى مردانه از شيعه پرداخت وجواب او را داد.

مؤلف ، ابتدا گفته ابن حجر را نقل كرده وسپس به پاسخگويى به ادعاهاى او پرداخته است.

اين كتاب در ٣٤٠ صفحه در سال ١٣٢٧ شمسى به چاپ رسيد.

__________________

١. اختيار معرفة الرجال ، ج ٢ ، ص ٨٢ : الأصول الأصيلة ، فيض كاشانى ، ص ١٩١.

١٦

١٣. التفضيل ، تأليف : محمد بن على بن عثمان كراجكى (متوفاى ٤٤٩).

اين رساله كه از مآخذ بحار الأنوار است ، درباره فضيلت داشتن امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه‌السلام بر همه جهانيان بجز پيغمبر صلى‌الله‌عليه‌وآله تأليف شده است. نويسنده اين رساله از بزرگ‌ترين علما ، فقها ومتكلمين شيعه ومؤلف كتاب كنز الفوائد است كه همواره كتاب‌هاى او مورد استناد نويسندگان بعد از خود قرار گرفته است.

اين كتاب در سال ١٣٢٩ شمسى توسط دار الكتب الاسلاميه به ضميمه رساله ديگرى از همين مؤلف به نام التعريف بوجوب حق الوالدين در ٤٤ صفحه وبار دوم به طور مستقل در سال ١٣٦١ توسط بنياد بعثت با حروفچينى جديد در ٤٧ صفحه چاپ شده است.

١٤. الفهرست ، تأليف : منتجب الدين على بن بابويه رازى.

اين كتاب ، يكى از منابع مهم وبا ارزش تراجم شيعه است كه در قرن ششم هجرى قمرى تأليف شده واز آن وقت تا كنون يكى از مراجع معتبر بوده است. تحقيق اين كتاب موضوع رساله دكترى مرحوم محدث ارموى در دانشگاه تهران بود كه در سال ١٣٤٢ ش انجام گرفت. ايشان به علت اين كه در نظر داشت دوباره تعليقات كتاب را بازبينى وتكميل نمايد ، در زمان حيات خود موفق به چاپ اين كتاب نشد ، لذا بعد از فوت ايشان توسط آقاى محمد سمامى حائرى چاپ شد.

چاپ اين كتاب در سال ١٣٦٦ در ٥٨٦ صفحه توسط كتاب‌خانه آية الله العظمى نجفى مرعشى انجام شده است.

١٥. رجال ابن داوود ورجال البرقى ، اين دو كتاب از كتب با اهميت رجالى شيعه هستند. رجال ابن داوود تأليف تقى الدين حسن بن على بن داوود حلى دانشمند قرن هفتم است ، اين كتاب بر اساس حروف البقا وحرف اول اسامى رجال تأليف شده ودر دو فصل است : در فصل اول ، راويات ثقه معرفى شده‌اند وشامل ممدوحين وكنيه‌ها مى‌باشد كه ١٧٠٩ نفر را شامل است. فصل دوم ، شامل مجروحين ومجهولين است كه ٥٥٠ راوى مجهول ومجروح وعده‌اى ضعيف را شامل است. رجال ابن داوود در ٥٧٠ صفحه تدوين شده است.

دومين كتاب اين مجموعه رجال برقى ، تأليف أبو جعفر احمد بن محمّد بن خالد برقى

١٧

كه از محدثين معتبر شيعه بوده ودر سال ٢٨٠ هجرى قمرى در گذشته است. روش تأليف اين كتاب بر اساس معرفى اصحاب ائمة اطهار عليهم‌السلام است. رجال البرقي در ١٠٠ صفحه چاپ شده است.

مجموع اين دو كتاب در يك جلد توسط انتشارات دانشگاه تهران به سال ١٣٤٢ چاپ ومنتشر شده است.

١٦. أسماء الرجال (فهرست رجال التدوين) ، يكى از كتاب‌هاى مهم درباره تاريخ قزوين ، كتاب التدوين في ذكر أخبار قزوين تأليف عبد الكريم بن محمد رافعى شافعى متوفا به سال ٦٢٣ ق است.

اين كتاب به وجود شهرتى كه دارد متأسفانه نسخ خطى كميابى دارد وتا چند سال پيش چاپ نشده بود ، مرحوم محدث ارموى فهرست اسامى معرفى شده در اين كتاب را از روى نسخه خطى كتاب‌خانه اسكندريه استخراج ودر سال ١٣٣٤ شمسى در ١١٩ صفحه چاپ ومنتشر نمود.

١٧. سه رساله در علم رجال : كتاب حاضر شامل سه رساله در موضوع علم رجال بوده وتوسط سه مؤلف نگاشته شده است :

رساله اول به نام توضيح الاشتباه والإشكال تأليف محمد على ساروى ، از علماى قرن دوازدهم است.

رساله دوم به نام رسالة في معرفة الصحابة ، تأليف شيخ حر عاملى است.

رساله سوم رجال قاين ، تأليف محمد باقر آيتى بيرجندى ، از علماى اواخر قرن سيزدهم واوايل قرن چهاردهم هجرى است.

هر سه رساله از آثار قابل توجه در علم رجال به شمار مى‌آيد ودر كمال دقت تصحيح شده است.

چاپ اول اين كتاب در سال ١٣٤٥ توسط انتشارات دانشگاه تهران ودر ٣٦٠ صفحه انجام پذيرفته است.

١٨. فيض الإله في ترجمة القاضي نور الله ، تأليف : ميرجلال الدين محدّث ارموى.

اين رساله كامل‌ترين شرحى است كه تا كنون درباره قاضى نور الله شوشترى وتأليفات

١٨

او ومعرفى خاندانش نوشته شده است. مهم‌ترين عناوينى كه در اين رساله مورد بحث قرار گرفته‌اند عبارت‌اند از : تاريخ وفات قاضى نور الله ، تعيين جاى شهادت او ، كيفيت شهادتش ، مشرب قاضى ومذاقش ، مشهورترين تأليفات قاضى ، اعتراض به قاضى نور الله براى ترك تقيه ، جواب قاضى به اين ايراد ومطالب ديگر.

فيض الإله به عنوان مقدمه‌اى بر كتاب الصوارم المهرقةى قاضى نور الله شوشترى است وبه همراه همان كتاب در ١٢٣ صفحه در سال ١٣٢٧ شمسى چاپ شده است.

١٩. شرح فارسى مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ، تأليف : عبد الرزاق گيلانى (١٠٨٧ ق).

متن عربى اين شرحِ فارسى ، كتابى است مشتمل بر صد باب در معارف ومواعظ واخلاق وآدابى كه سالكان راه مى‌پيمايند. نام مؤلف كتاب معلوم نيست وخود را معرفى نكرده ، ليكن چون ابواب صدگانه كتاب همه به نام حضرت امام جعفر صادق عليه‌السلام است ، احتمال مى‌رود كه مؤلف ، شيعى مذهب بوده است. آنچه به نظر مى‌رسد اين است كه اين كتاب پس از قرن دوم هجرى تأليف شده ومؤلف آن يكى از علماى شيعه بوده ، وبا توجه به اين كه كتاب در برگيرنده مضامين ومطالب حقّه‌اى در معارف واخلاق است ، در نوع خود كتاب قابل توجهى مى‌باشد.

تا كنون بر مصباح الشريعة شروح متعددى نوشته شده است. شرح حاضر توسط عبد الرزاق گيلانى در سال ١٠٨٧ ق نگاشته شده است. او اين شرح را بسيار محققانه وعالمانه نوشته وچنان كه بايد از عهده اين كار برآمده است.

شرح فارسى مصباح الشريعة در سال ١٣٤٤ ش در ٦٤٨ صفحه توسط دانشگاه تهران چاپ شد. بعداً نيز توسط نشر صدوق چند بار تجديد چاپ گرديد وچاپ چهارم آن در سال ١٣٧٣ منتشر شده است.

٢٠. زاد السالك ، تأليف : ملا محسن فيض كاشانى.

انديشمندان مسلمان ، به ويژه آنها كه از چشمه سار زلال خاندان پيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله ، معارف اسلامى را دريافته‌اند براى بهتر پيمودن مسير زندگى ورسيدن به هدف اصلى ونهايى از خلقت بشر ، راهنمايى‌هاى با ارزشى مطرح كرده‌اند ودر زمينه آداب سير وسلوك معنوى ، آثار گران‌قدرى به يادگار گذاشته‌اند ، كه يكى از مختصرترين ومفيدترين آنها ،

١٩

رساله زاد السالك ، اثر فارسى دانشور نامى مرحوم ملا محمد محسن فيض كاشانى است.

چاپ اول اين كتاب در سال ١٣٣١ در قطع جيبى ودر ١٤٥ صفحه انجام شد وبار دوم در سال ١٣٧٠ با حروفچينى جديد در قطع رقعى در ٢٢٠ صفحه توسط دفتر تحقيقات وانتشارات بدر به چاپ رسيد.

٢١. أسرار الصلاة (ترجمه التنبيهات العلية على وظائف الصلاة القلبية) ، تأليف : زين الدين شهيد ثانى (مقتول در ٩٦٥ ق).

ترجمه : محمد صالح بن محمد صادق واعظ (در عصر صفوى).

اين كتاب : عظمت شأن نماز را بيان مى‌كند ، اهميت حضور قلب را در حال نماز شرح مى‌دهد ، اسرار واهداف نماز را معرفى مى‌نمايد ، نتايج وآثار نماز حقيقى را به خوانندگان گوشزد نموده وراه پيدا كردن اقبال قلبى را به سوى خداى تعالى در همه عبادات مخصوصاً در نماز كه معراج مؤمن وستون دين است برى پويندگان راه دين وجويندگان سر منزل يقين نشان مى‌دهد.

اين كتاب ، نخستين بار در سال ١٣٢٧ در ١٦٤ صفحه چاپ ومنتشر شد.

٢٢. شش رساله فارسى ، تأليف : محمد طاهر شيرازى.

محمد طاهر بن محمد حسين شيرازى از مشاهير علماى اماميه وبزرگان محدثنا شيعه بود. شيخ حر عاملى وعلامه محمد باقر مجلسى از او روايت دارند. وى با اخبار اهل بيت عصمت وطهارت عليهم‌السلام بسيار مأنوس بود واطلاع كافى از آثار آنان داشت. فصاحت ، بلاغت ، سلاست بيان وروانى عبارت در آثار او مشهود است.

كتاب حاضر شش رساله از رسائل ارزنده محمد طاهر شيرازى است كه عبارت‌اند از : معالجة النفس ، مباحثة النفس (در بيان اصلاح نفس) ، ترجمه تنبيه الراقدين (در بيان موت وانتقال به سراى باقى) ، رساله‌اى در بيان زكات واقسام آن ، ترجمه نماز وآداب به جا آوردن نماز ، تحفه عباسى.

اين كتاب اولين بار در ٣٤٤ صفحه در سال ١٣٣٩ ش چاپ شده است.

٢٣. نجاتيه ، تأليف : شيخ ابو محمد بسطامى.

يكى از گناهانى كه ميان عامه مردم وحتّى خواص آنان شايع است «غيبت» است كه

٢٠